الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
274
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
نه يك شهادت و گواهى زودگذر بلكه « شهادتى كه تا خداوند ما را زنده دارد به آن پايبنديم و آن را براى صحنههاى هولناكى كه در پيش داريم ذخيره كردهايم » ( نتمسّك بها ابدا ما ابقانا و تدّخرها لاهاويل « 1 » ما يلقانا ) . امام ( ع ) در اين گفتار عمق ايمان و وفادارى خود را به حقيقت توحيد در تمام ابعاد و همهء صحنههاى زندگى اعلام مىدارد و هر كس تاريخ زندگى آن بزرگوار را مطالعه كند ، اين حقيقت را به روشنى در تمام زندگى آن حضرت مىبيند كه لحظهاى به شرك آلوده نشد و در برابر هيچ بتى سجده نكرد و هميشه در سايهء توحيد گام بر مىداشت و از هر گونه شرك خفىّ و جلىّ بيزار بود . سپس دلايل چهارگانهاى براى تمسّك جستن به اين اصل اصيل ذكر مىفرمايد ، مىگويد : « زيرا شهادت به توحيد پايهء اصلى ايمان و ريشه و قوام آن است و همچنين سرچشمهء همهء نيكيها و سبب جلب خشنودى خداوند و موجب طرد و دورى شيطان است » ( فانّها عزيمة الايمان و فاتحة الاحسان و مرضاة الرّحمن و مدحرة « 2 » الشّيطان ) . چنانچه در بحث نكات خواهد آمد خواهيم ديد كه هيچ يك از مراتب ايمان به اصول دين ، بدون توحيد ، اساسى ندارد و نيز تمام نيكيها و اعمال صالح از حقيقت توحيد سرچشمه مىگيرد و به همين دليل سبب خشنودى خدا و دورى شيطان است چرا كه مهمترين ابزار شيطان شرك است - خواه به صورت جلىّ و آشكار باشد و يا مخفى و پنهان . بعضى از مفسّران نهج البلاغه تعبير به « فاتحة الاحسان » را اشاره به پاداشهاى
--> ( 1 ) « اهاويل » جمع « اهوال » و آن نيز جمع هول به معنى ترس و وحشت است . ( 2 ) « مدحرة » از مادهء « دحر » به معنى طرد كردن و دور ساختن است .