الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
207
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
شده ، بد نيست سخن كوتاهى براى تكميل بحث در اين جا داشته باشيم . در قرآن مجيد ، در شش مورد به شجرهء ممنوعه اشاره شده ، بى آن كه در معرّفى آن سخنى به ميان آمده باشد ، ولى در اخبار و روايات اسلامى و كلمات مفسّران بحثهاى فراوانى در آن شده است . بعضى آن را به شجرهء گندم ( توجّه داشته باشيد كه واژهء شجره به درخت و گياه هر دو اطلاق مىشود چه آن كه در داستان يونس ، به بوتهء كدو اطلاق شجره شده است ) « 1 » تفسير كردهاند . بعضى به درخت انگور و برخى به انجير و بعضى به نخل و بعضى به كافور تفسير كردهاند . « 2 » در بعد معنوى بعضى آن را به علم آل محمّد و برخى به حسد و بعضى به علم ، به طور مطلق تفسير نمودهاند . در حديثى از امام على بن موسى الرّضا ( ع ) مىخوانيم كه وقتى از حضرتش در بارهء اختلاف كلمات و روايات در اين باره سؤال كردند فرمود : همهء اينها درست است ، چرا كه درختان بهشت با درختان دنيا تفاوت دارد . در آنجا بعضى از درختان داراى انواع ميوهها و محصولات است ، به علاوه هنگامى كه آدم مورد اكرام و احترام خداوند قرار گرفت و فرشتگان براى او سجده كردند و در بهشت جاى داده شد ، در دل گفت : آيا خداوند موجودى برتر از من آفريده است ؟ خداوند مقام محمّد و آل محمّد را به او نشان داد و او در دل آرزو كرد كه كاش به جاى آنان بود . « 3 » ذكر اين نكته در اين جا لازم است كه در تورات كنونى شجرهء ممنوعه ، به عنوان شجرهء علم و دانش ( معرفت نيك و بد ) و شجرهء حيات و زندگى جاودان ، معرّفى
--> ( 1 ) « وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ » سورهء صافّات ، آيهء 146 . ( 2 ) به تفسير نور الثّقلين ، جلد 1 ، صفحهء 60 ، و الدرّ المنثور ، جلد 1 ، صفحهء 52 و 53 ذيل آيهء 35 سورهء بقره مراجعه شود . ( 3 ) نور الثّقلين ، جلد 1 ، صفحهء 60 ( با تلخيص ) .