الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
205
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
گناهى نشد و نهى خداوند از آن درخت ممنوع ، نهى تحريمى نبود ، بلكه تنها كار مكروهى براى آدم بود ، ولى از آنجا كه مقام انبيا مخصوصا آدم كه مسجود همهء فرشتگان واقع گشت آن قدر و الا و عالى است كه حتّى انتظار مكروهى از آنان نمىرود ، هنگامى كه مرتكب چنين كارى شوند از سوى خداوند شديدا مؤاخذه خواهند شد كه گفتهاند : « حسنات الابرار سيّئات المقرّبين ، كارهاى خوب نيكان به منزلهء گناه مقرّبان است » ! به تعبير ديگر ، گناه بر دو قسم است : گناه مطلق و گناه نسبى . گناه مطلق ، چيزى است كه براى همه گناه است مانند دروغ و دزدى و شرب خمر ، ولى گناه نسبى ، آن است كه نسبت به عموم مردم گناه نيست ، بلكه شايد براى بعضى ، عمل مستحبى محسوب شود امّا همين عمل مباح يا مستحب ، اگر از مقرّبان درگاه الهى صادر شود دور از انتظار است و واژهء عصيان بر آن اطلاق مىشود امّا نه به معناى گناه مطلق ، بلكه گناه نسبى و منظور از ترك اولى هم ، همين است . بعضى نيز گفتهاند كه نهى آدم از درخت ممنوع ، نه الهى ( مولوى ) نبود ، بلكه نهى ارشادى بود همانند دستور طبيب كه مىگويد : فلان غذا را نخور كه بيمارى تو طولانى مىشود . بديهى است مخالفت طبيب ، نه توهينى به طبيب است و نه گناه و عصيانى نسبت به فرمان او ، بلكه نتيجهء آن درد و رنجى است كه عايد مخالفت كننده مىشود . در بعضى از آيات مربوط به جريان آدم ، اشارهاى به اين معنى ديده مىشود : « فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى » ، به آدم