الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
165
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
مخلوقات خداوند در صحرا و دريا در آن جاست . نيز آمده است هنگامى كه عرش آفريده شد خداوند به فرشتگان دستور داد كه آن را حمل كنند آنها نتوانستند ، فرشتگان بيشتر و بيشترى آفريد همه ناتوان ماندند خداوند با قدرت خويش آن را نگه داشت سپس به هشت فرشتهاى كه مأمور حمل عرش شدند فرمود آن را برداريد ، آنها عرض كردند جايى كه آن همه فرشتگان عاجز شوند از ما چه كارى ساخته است ؟ در اين جا دستور داده شد كه از نام خدا و ذكر « و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم » و درود بر محمّد و آل او مدد گيرند ، چنين كردند و كار بر آنها آسان شد . « 1 » اين اشارات و كنايات همه بيانگر عظمت « عرش » اوست و امّا اين كه « عرش » چيست ؟ در ميان دانشمندان گفتگوست و ورود در اين بحث به طور مشروح ، ما را از مقصد اصلى دور مىسازد . از اين رو به اشارهء كوتاه و گويايى قناعت مىكنيم : پادشاهان و سلاطين دو نوع تخت داشتهاند ، تخت كوتاهى كه در ايام عادّى بر آن مىنشستند و امور حكومت خويش را تدبير مىكردند و تخت بلند پايهاى كه مخصوص روزهاى خاصّ و ايّام بار عامّ ( ملاقات عمومى ) و مراسم مهمّ و بزرگ بود . در ادبيات عرب ، اوّلى را « كرسى » و دوّمى را « عرش » مىنامند و بسيار مىشود كه واژهء عرش كنايه از قدرت و سلطهء كامل است هر چند اصلا تخت پايه بلندى وجود نداشته باشد ، در جملهء معروف « ثلّ عرشه ، تختش فرو ريخت » كه به معنى از دست دادن قدرت است اين معناى كنايى به خوبى ديده مىشود . خداوند كه سلطان عالم هستى است ، داراى اين دو نوع تخت حكومت و فرماندهى است ( البته چون او نه جسم است و نه در زمرهء جسمانيّات ، مفهوم كنايى
--> ( 1 ) منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه ، جلد 2 ، صفحهء 32 تا 35 - مرحوم علامهء مجلسى روايات مربوط به عرش و كرسى را در جلد 55 كتاب بحار الانوار به طور مشروح آورده است و از جمله ، روايات فوق را در صفحات 5 و 17 و 55 ذكر نموده است .