الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
147
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
و اين خود از شواهد عظمت و استقلال قرآن و اخبار اسلامى و سرچشمه گرفتن آنها از مبدأ وحى و نه از افكار بشرى است و گرنه به رنگ همانها در مىآمد . « 1 » چگونگى پيدايش جهان هستى را در كلام « امير مؤمنان على » ( ع ) كه هماهنگ با بسيارى از روايات ديگر است ، مشاهده كرديد . آنچه در آيات قرآنى و روايات اسلامى به چشم مىخورد ، مسألهء آسمانهاى هفتگانه است ، نه افلاك نه گانه و نه عقول عشره و تفسير آسمانهاى هفتگانه در بحث آينده خواهد آمد . ولى متأسفانه جمعى از شارحان قديم نهج البلاغه - كه تحت تأثير فرضيّه عقول عشره و نظريّه « بطلميوس » در پيدايش جهان واقع شده بودند - آن را به شرح نهج البلاغه كشانده و سعى داشتهاند خطبهء بالا را بر آن منطبق سازند ، اصرارى كه هيچ ضرورت و لزومى نداشت ، چرا كه هر دو ، فرضيّه بودند ، فرضيّههايى كه بطلان آنها امروز ثابت شده است . مشاهدات علمى امروز و تجربيّات دانشمندان فلكى به روشنى ثابت كرده است ، فلكى به آن معنا كه « بطلميوس » مىپنداشت ، وجود ندارد و ستارگان ثابت و سيّار كه عدد آنها به مراتب بيش از آن است كه قدما مىپنداشتند در فضاى خالى ( سيّارات به دور خورشيد نه به دور زمين و ثوابت بر محورهاى ديگرى ) دور مىزنند و زمين ، نه تنها مركز جهان نيست بلكه سيّارهء كوچكى از سيّارات منظومهء شمسى است كه آن هم به نوبهء خود منظومهء كوچكى از ميليونها و ميلياردها منظومهء
--> ( 1 ) بلكه بعضى از آيات قرآن اشاره به حركت زمين دارد ، مانند آيهء 88 سورهء « نمل » : « وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ » و آيهء 25 سورهء « مرسلات » « أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً » ( بنا بر بعضى از تفاسير ) و بعضى دلالت بر شناور بودن خورشيد و ماه در فضاى عالم بالا مىكند ، مانند : آيهء 40 سورهء « يس » : « لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » . ( براى شرح بيشتر به تفسير نمونه مراجعه كنيد )