الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

118

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اين در حقيقت يكى از نشانه‌هاى مهم خداوند در عالم هستى است كه هر قدر انسان در آن بيشتر بينديشد و مسألهء هدايت تكوينى و نظم و زمان‌بندى و تأليف بين مختلفات را بيشتر مورد توجّه قرار دهد ، به عمق اين مسأله آشناتر مىشود . سپس مىافزايد : « از همهء آنها ( اشيا ) پيش از آن كه آنها را بيافريند آگاه بود و به تمام حدود و پايان آنها احاطه داشت و از جميع لوازم و تمام جوانب آنها با خبر بود » ( عالما بها قبل ابتدائها محيطا بحدودها و انتهائها عارفا بقرائنها « 1 » و احنائها « 2 » . « 3 » اين سه جمله در واقع به منزلهء دليل و يا بيان و توضيحى است كه براى جمله‌هاى قبل آمده است ، زيرا كسى كه مىخواهد هر موجودى را در وقت مناسبش ايجاد كند و اشياى مختلف را با هم التيام دهد و غرايز درونى و لوازم بيرونى را ، هر كدام ، در جاى خود برقرار سازد ، از يكسو نياز به آگاهى كامل و جامع دارد و از سوى ديگر به احاطه و قدرت تامّ و تمام . از اين رو مىفرمايد : « خداوند از تمام اشيا ، قبل از آن كه آفرينش آنها را آغاز كند آگاه بود و حدود و مرزها و نتايج آنها را مىدانست و بر همهء آنها توانايى داشت » ( عالما

--> ( 1 ) « قرائن » جمع « قرينه » به معناى همراه ، مصاحب و دوست آمده است و همسر مرد را به همين جهت قرينه مىگويند . ( صحاح ، قاموس و ديگر كتابهاى لغت ) بعضى از شارحان مانند « ابن ابى الحديد » « قرائن » را جمع « قرونة » ( بر وزن معونه ) به معناى نفس دانسته‌اند ولى با توجه به ساير تعبيراتى كه در جمله‌هاى بالا آمده ، معنى اوّل مناسبتر است . ( 2 ) « أحناء » جمع « حنو » ( بر وزن فعل ) و حنو ( بر وزن حرف ) به گفتهء مقاييس و لسان العرب به هر چيزى گفته مىشود كه در آن اعوجاج و انحنايى باشد ، مانند : استخوان چانه و دنده‌ها . سپس به معناى جوانب نيز آمده است ( چرا كه جوانب و اطراف اشيا غالبا انحنايى دارد ) . ( 3 ) توجّه داشته باشيد ضميرهايى كه در اين چند جمله است به « اشيا » بر مىگردد نه به « غرائز » آن چنان كه بعضى از شارحان نهج البلاغه پنداشته‌اند زيرا احتمال دوّم تناسب چندانى با محتواى جمله‌ها ندارد .