الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
115
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
كاملا مختلف ، با طبايع گوناگون خلق كرده است و حتّى ميان روح و جسم - كه از دو عالم مختلفند يكى مجرّد و نورانى و فوق العاده لطيف و ديگرى مادّى و ظلمانى و تاريك و خشن - پيوند عميقى برقرار ساخت . سپس مىافزايد : « خداوند غرايز و طبايع آنها را در آنها قرار داد و به هر كدام طبيعتى مخصوص به خود و غريزهاى ويژهء آن بخشيد » ( و غرّز « 1 » غرائزها ) . اين در حقيقت يكى از حكمتهاى بالغهء الهى است كه آنچه را از هر موجودى انتظار مىرود به صورت طبيعى و خود جوش در آن آفريده ، تا بدون نياز به محرّك ديگر ، در آن مسير به راه افتد و از درون ذاتش براى برنامهء ويژهاش هدايت شود كه اگر اين انگيزههاى درون ذاتى ، در موجودات نبود آثار اشيا دوام نداشت و نابسامانى و بىنظمى بر آنها حاكم مىشد . امروز در بارهء نهادهاى ذاتى انسان يا موجودات ديگر ، دو تعبير مختلف مىشود . گاه تعبير به فطرت مىكنند و مىگويند خداشناسى فطرى انسان است و گاه تعبير به غريزه ، مثلا مىگويند انسان داراى غريزهء جنسى است ، يا مىگويند حركات حيوانات عموما جنبهء غريزى دارد . اين در واقع اصطلاحى است كه دانشمندان بنا بر آن گذاردهاند . يكى را در مورد نهادهايى كه جنبهء فكرى دارد به كار مىبرند ( فطرت ) و ديگرى را در بارهء نهادهايى كه جنبهء غير فكرى يا عاطفى دارد ( غريزه ) . ولى از نظر معنى لغوى هر دو به معنى خلقت و آفرينش مىباشد . در آخرين جمله از فراز مورد بحث مىفرمايد : « صفات ويژهء آنها را همراهشان
--> ( 1 ) « غرّز » از مادّه « غرز » ( بر وزن قرض ) در اصل به معناى فرو كردن سوزن يا نشاندن و قرار دادن و داخل نمودن است ، سپس به طبايعى كه در انسان يا ساير موجودات زنده نهاده شده است اطلاق گشته ، گويى اين طبايع و غرايز ، همچون نهالهايى است كه در سرزمين وجود انسان غرس شده است .