الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
112
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
آسمانها و زمين سخن به ميان مىآيد ، هر چند از يك نظر تكميلى است بر بحث گذشته پيرامون صفات خداوند . در آغاز مىفرمايد : « آفرينش را بدون نياز به انديشه و فكر و استفاده از تجربه و بى آن كه حركتى ايجاد كند و در بارهء تصميمى بينديشد ايجاد كرد و آغاز نمود » ( أنشأ « 1 » الخلق إنشاء و ابتدأه ابتداء بلا رويّة « 2 » أجالها « 3 » و لا تجربة استفادها و لا حركة أحدثها و لا همامة « 4 » نفس اضطرب فيها ) . در اين جا امام ( ع ) آفرينش الهى را از كارهاى مخلوقات بكلّى جدا مىشمرد .
--> ( 1 ) « أنشأ » از مادّهء « إنشاء » گر چه معانى متعدّدى براى آن ذكر كردهاند ولى پيداست كه در اينجا به معناى ايجاد است . ( 2 ) « رويّة » به گفته مقاييس اللغة به معناى سيراب شدن است ولى در معناى تفكر و انديشهء آميخته با دقّت نيز به كار مىرود . گويى فكر خود را در بارهء آن مسأله سيراب مىسازد و يا مسأله را با انديشه خود سيراب مىسازد و حقّ انديشه را ادا مىكند . ( 3 ) « أجال » از مادّهء « جولان » به معناى حركت كردن و به گردش در آمدن است . ( 4 ) « همامة » : شارحان و مفسّران نهج البلاغه براى « همامه » معانى مختلفى ذكر كردهاند : بعضى آن را به معنى تمايل درونى قطعى به چيزى به گونهاى كه از فقدان آن ناراحت شود ، معنى كردهاند ( شرح ابن ميثم بحرانى ، جلد 1 ، صفحهء 132 ) . برخى آن را به معناى ترديد در انجام كارى دانستهاند ( منهاج البراعة ، جلد 1 ، صفحهء 51 ) . بعضى آن را به معنى اهتمام و اهميّت دادن به مطلبى ذكر كردهاند ( شرح مغنيه ، جلد 1 ، صفحهء 27 ) . « ابن ابى الحديد » در شرح معروف خود « همامه » را از اعتقادات « مجوس » مىداند كه معتقد بودند به اين كه : نور اعظم به هنگام تصميم بر مبارزه با ظلمت و تاريكى گرفتار تزلزل و ترديدى شد و از درون ذات او چيزى خارج شد كه « همامه » نام دارد . ولى در لغت - چنان كه لسان العرب مىگويد - همامه به معناى ضعف و فتور و سستى است و لذا هر مرد و هر زن ناتوان را « همّ » و « همّة » مىگويند . از مجموع آنچه گفته شد به نظر مىرسد كه همامه در عبارت فوق همان ترديد و سستى و ناتوانى عزم و اراده است ، به طورى كه شخص نتواند تصميم بگيرد يا به زحمت قادر بر تصميم باشد .