الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
101
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
است و بودن افراد ديگر در كنارش آرامبخش ، مخصوصا به هنگام هجوم خطرات و آفات و بلاها و بيماريها . و گاه اين انسان كوته فكر خدا را با خود قياس مىكند و تعجّب مىكند چگونه قبل از آفرينش مخلوقات تنها بود ، چگونه انيس و مونسى ندارد و چگونه در عين تنهايى احساس آرامش مىكند ؟ ! بىخبر از اين كه او وجودى است بىنهايت ، نه نياز به چيزى دارد كه از كسى كمك بگيرد و نه از دشمنى هراسان است كه از ديگرى در برابر او مدد بجويد ، نه شبيه و مانندى كه با او انس گيرد . به همين دليل هميشه متوحّد ( بىهمدم ) بوده و همچنان هست و خواهد بود ، از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه واژهء « متوّحد » در اين جا مفهومى غير از « واحد » و « احد » دارد . نكتهها در اين فراز بسيار پر معنى و پر محتوا نكتههاى فراوانى نهفته شده و درسهاى گرانبهايى است كه رهگشاى بسيارى از مشكلات عقيدتى در زمينهء « معرفة اللّه و اسماء و صفات او » است ، از جمله : 1 - رابطهء خلق و خالق و مسألهء « وحدت وجود » ! در اين كه خداوند با مخلوقات و آفريدگار با آفريدهها چه رابطهاى دارد در ميان فلاسفه و دانشمندان گفتگو بسيار است . گروهى راه افراط را پيمودهاند و در مسير وحدت وجود و موجود گام نهاده و او را عين مخلوقاتش پنداشتهاند . مىگويند در عالم هستى يك وجود شخصى بيش نيست و غير او هر چه هست جلوههاى او و تطوّرات ذات اوست يا به تعبير ديگر : در حقيقت يك چيز بيش نيست و كثرتها و تعدّدها خيالات و پندارها و سرابهايى است كه خود را آب نشان مىدهد ، امّا هيچ نيست .