الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

98

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

اعمال و رفتار اين عاشقان در منطق دنياپرستان به هيچ وجه قابل توجيه نيست ، آنها كشش درك اين عاشقان را ندارند ، و از اين روى آنها را ديوانه مىپندارند ، در شب كه همه به خواب ناز فرو رفته‌اند ، شب زنده‌دارى و عبادت و راز و نياز در منطق بيخردان ، بىخردى است . مىگويند مگر انسان عاقل هم با خود چنين مىكند ، در حالى كه اگر چشم بصيرت داشتند مىديدند خودشان هزارها بار بدتر براى امور دنيوى خود تلاش مىكنند و تا پاى جان و هلاكت به دنبال مال و جاه و منال هستند . يكى از خادمان حرم مطهر اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نقل كره بود كه طبق معمول ساعتى قبل از طلوع فجر براى روشن كردن چراغهاى حرم مطهر بدان جا رفتم ، ناگهان از طرف پائين پاى حضرت امير صداى گريه‌اى شنيدم و شگفت‌زده شدم كه معمولا اين وقت شب زوّار به حرم مشرف نمىشوند ، وقتى آهسته آهسته پيش رفتم ، ديدم مرحوم شيخ انصارى است كه صورتش را بر ضريح مقدس گذاشته و مانند مادر جوان مرده مىگريد و با زبان دزفولى با سوز و گداز مىگويد « آقاى من ، مولايم ، اى ابالحسن ، يا اميرالمؤمنين ، اين مسؤوليتى كه اينك به دوشم آمده ، بس خطير است و مهم ، از تو مىخواهم مرا از لغزش و اشتباه و عدم عمل به وظيفه مصون دارى ، و در طوفانهاى حوادث ناگوار همواره راهنمايم باشى و الّا از زير بار مسؤوليت - رهبرى و مرجعيت - فرار خوهم كرد و آن را نخواهم پذيرفت » . « 1 » آرى مثل شيخ انصاريها مزّه خوف را چشيدند و به مقصد رسيدند . نكته قابل توجه اينكه در اين فراز از خطبه ، نحيف و لاغر بودن جسم و رنگ پريدگى از علائم متقيان شمرده شده است ، آيا انسان درشت هيكل و فربه نمىتواند متقى باشد ؟ جواب اين است : در علم اصول هم بحث شده كه بعضى چيزها جنبه

--> ( 1 ) . مقدمه مكاسب كلانتر ، جلد 1 ، صفحه 123 ، به نقل از سيماى فرزانگان ، جلد 3 ، صفحه 137 . .