الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
77
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
در روايات اهلبيت ( عليهم السلام ) هم دستور رسيده هر كه براى نماز شب برمىخيزد اين آيات را تلاوت كند . « 1 » از « نوف بكّالى » كه از ياران خاص مولى على ( عليه السلام ) بود نيز رسيده كه گفت : شبى در خدمتش بودم ، هنوز چشم مرا خواب فرانگرفته بود كه ديدم امام ( عليه السلام ) برخاست ، و شروع به خواندن اين آيات كرد ، سپس مرا صدا زد و گفت : اى نوف ! خوابى يا بيدار ؟ عرض كردم بيدارم و صحنه آسمان را تماشا مىكنم ، فرمود : خوشا آنان كه آلودگىهاى زمين را نپذيرفتند و به اين راه آسمان پيش رفتند ( از چهار ديوار عالم ماده بيرون پريده و روح بلند آنها ملكوت آسمانها را سير مىكند ) . « 2 » از آيات فوق بلندى جايگاه ابرار روشن مىشود . كسانى كه اولوالالباب و صاحب خرد هستند ، و هميشه در ذكر و ياد خدا به سر مىبرند ، از بارگاه الهى زندگى و مرگ چون ابرار مىطلبند ، در آيه 194 ديديم كه صاحبان خرد و انديشه سه چيز از خدا خواستند : 1 - غفران ذنوب . 2 - تكفير سيئات . 3 - قرار گرفتن و محشور شدن با ابرار . « 3 »
--> ( 1 ) . تفسير نور الثقلين و مجمع البيان . ( 2 ) . تفسير نمونه ، جلد 3 ، صفحه 213 . ( 3 ) . در اين كه چه فرق است بين خواسته اول و دوم صاحبان انديشه ، جوابهائى مفسرين ذكر كردهاند كه : جامعترين جواب ، در تفسير اطيب البيان ، بيان شده است ، صاحب اين تفسير سه وجه ذكر كرده است : 1 - غفران به معنى ستر و پوشيدن است ، يعنى كسى جز ذات الهى خبر از گناهان من نداشته باشد ، و تكفير از بين بردن گناه است ، يعنى خدايا گناهان مرا محو كن نه فقط بپوشان ( در مقابل احباط كه از بين بردن عبادت است مثل اين كه انسان اگر مشرك شود اعمال او حبط و نابود مىشود ) . 2 - ممكن است « ذنوب » گناهان كبيره و « سيئات » گناهان صغيره باشد ؛ يعنى خدايا با اجتناب از كبائر ، كبائرى را كه مرتكب شدهايم ، بپوشان و گناهان صغيره را محو نما و اين احتمال به قرينه آيه 31 سوره نساء است : ( إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ ) ؛ اگراز كبائرى كه نهى شدهايد اجتناب كرديد ، سيئات شما را محو مىكنيم . 3 - ممكن است غفران ، آمرزش گناه باشد ، اگر بدون توبه از دنيا رود ، يعنى اگر موفق به توبه نشديم گناهان ما را ستر نما و تكفير اشاره به اين كه اگر موفق به توبه شديم آنها را محو نما . نكته ديگر اين كه در آيه 195 كه صاحبان خرد از خدا مىخواهند تا آن چه به رسولانش وعده داده به آنها مرحمت كند ؛ سؤالى مفسرين در اينجا مطرح كردهاند ، كه ( بعد از علم به اين كه خلف وعده قبيح و بر خدا محال است ، اين درخواست كه خدا به وعدههايش عمل كند چه معنى دارد ، مگر او عمل نمىكند ! ) در جواب اين سؤال در مجمع البيان چهار وجه ذكر شده كه صاحب اطيب البيان به اين 4 جواب راضى نشده و خود جواب ديگرى ذكر كرده كه مىتوانيد به ذيل همين آيات به اين تفاسير رجوع كنيد . .