الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

69

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

اين تأئيدى ضمنى است كه قارون علمى داشت كه توانست ثروت عظيمى به آن وسيله جمع كند ، ( خواه علم كيميا بوده كه بعضى مفسّران گفته‌اند ، و يا آگاهى به اصول تجارت و فوت و فن كسب و كار ) : ولى اين ادّعاى قارون مانع از آن نبود كه ثروت خويش را در راههاى خير اجتماعى به كار گيرد ؛ زيرا اين ثروت عظيم حتماً توسط همكارى يك جامعه به دست او رسيده بود ، و به همين دليل مديون و مرهون جامعه و همكارى آنها بود . رابطه علم مادّى و ثروت و پيشرفت مادى را نيز مىتوان در ملل پيشرفته امروزى مشاهده كرد كه چگونه در پرتو علم و صنايع و پيشرفتهاى علمى به ثروت و تمدن عظيم مادى رسيده‌اند . البته در اينجا ، كلام امام صادق ( عليه السلام ) بسيار قابل ملاحظه است كه فرمودند : « لا غنى أَخصَبْ مِنَ العقل و لا فَقْرَ أحَط من الحُمْقْ » : « هيچ غنائى پربارتر از عقل نيست ، و هيچ فقيرى بدتر از حماقت نيست . « 1 » 10 - جهل مايه تعصب و لجاجت است » . إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِى قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّة فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ : « به خاطر بياوريد هنگامى را كه كافران در دلهاى خود تعصب و خشم جاهليت پروراندند ، در اين هنگام خداوند سكينه و آرامش خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل فرمود ( تا آرامش خويش را در مقابل آنها حفظ كنند » . « 2 » « حميّة » از ماده « حمى » ( بر وزن حمد ) چنان كه راغب در مفردات گويد : در اصل به معنى حرارتى است كه از اشيائى همچون آتش و خورشيد و نيروى درونى بدن توليد مىشود ( حرارت درون ذاتى اشياء ) و به همين جهت به حالت تب « حمّى » ( بر وزن كبرى ) گويند و از آنجا كه تعصب و خشم حرارت سوزانى در درون

--> ( 1 ) . اصول كافى ، جلد 1 ، صفحه 29 . ( 2 ) . سوره فتح ، آيه 26 . .