الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
595
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
نى از مردم بكبر و ناز دور است * چنان كز طبع ارباب غرور است و اگر نزديك گردد آن وفادار * بجز اشفاق و رحمت نيستش كار شود نزديك با مردم كه شايد * درى از عشق بر دلها گشايد نى از مكر و فريب آيد به نزديك * سخن اينجا رسيد اى عقل ناهيك گريز اى عقل كامد عشق خونريز * و يا پروانه شو ، ز آتش مپرهيز روان بگذار و تن بسپار جانسوز * دل از شمع جمال شه بيفروز بر آتش زن كه شمع بزم لاهوت * روزد جان و سوزد جسم ناسوت بيفشان بال و پركان طرفه صياد * بگيرد جسم و جان را سازد آزاد * * * روح بىقرار همام به ملكوت پرواز كرد ! قال : فَصَعِقَ همّام صعقَة كانتَ نَفْسُه فيها ترجمه : ( راوى مىگويد ) : هنگامى كه سخن به اينجا رسيد ، ناگهان همّام نالهاى از جان بركشيد كه روحش همراه آن از كالبدش خارج شد . * * * شرح : آرى اهل معرفت و پرهيزگاران واقعى گاهى به جائى مىرسند كه تأثير موعظه در آنها اينگونه نمودار مىشود ، همّام گرچه مردى عابد و زاهد و اهل رياضت بوده چنان كه در روايت كافى آمده « كانَ عابِداً ناسِكاً مُجْتهداً » « 1 » و گرچه اهل تقوى و قلبش مملوّ از حكمت و روحش سرشار از زيركى و ذكاوت بوده ، چنان كه از سؤالش پيدا است ، ولى هر چه قلب او وسيع باشد ، در مقابل قلب على ( عليه السلام ) كه چون دريا است ، قابل مقايسه نيست ، مسلماً قلب كوچك همّام تاب تحمل فشار آن
--> ( 1 ) . در اصول كافى جلد 3 صفحه 32 داستان همام و سئوال او از حضرت به صورت ديگرى نقل شده است و عبارت ( كان عابداً ناسكاً مجتهداً درهمان مدرك آمده است . .