الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

57

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

علم او بود ، خواه علم به حقائق و اسرار هستى باشد و خواه علم به اسماء و صفات الهى ، علم اسماء كه در آيه قرآن آمده : ( عَلَّمَ آدَمَ الاسْماءَ كُلَّها ) هر كدام باشد ، دانش است و موجب شده آدم ( عليه السلام ) مسجود ملائكه شود ، از آيات 30 به بعد سوره بقره كه در مورد آفرينش آدم ( عليه السلام ) است ، استفاده مىشود كه : خليفة الله بودن او رابطه مستقيم با دانش او دارد ، هر چه دانش بيشتر اين مقام بلندتر است . بايد تصريح كرد و گفت بنازم به آئين حياتبخش اسلام كه از محيط جهل و نادانى برخاست ، و مدال افتخار آدم ( عليه السلام ) را علم و آگاهى او قرار داد . اگر قرآن را با تورات ( تحريف شده ) و نظر هر يك را راجع به دانش بررسى كنيم ، خواهيم ديد ، اسلام علم را در چه جايگاهى قرار داده و تورات در چه جايگاهى . گفته شده تورات به بيش از 1000 زبان منتشر شده ، و مورد احترام يهوديت و مسيحيت است ، وقتى به فصل دوم و سوم سفر تكوين ( پيدايش ) مىرسيم ، مىگويند : آدم را به خاطر اين از بهشت راندند كه از درخت علم و معرفت خورد ، و چشمش باز شد ، و ديد عريان است و پشت درخت پنهان شد ، خدا پرسيد كجائى ؟ گفت پشت درخت ، گفت چرا آنجا رفته‌اى ؟ گفت برهنه‌ام ، گفت از كجا فهميدى زشت است ، معلوم مىشود از آن درخت خورده‌اى و عقل به كله‌ات آمده ، سپس دستور داد ، بيرونش كنيد ، كه بهشت جاى عاقلان نيست ، البته اين بيانى كه كرديم بيان عاميانه به زبان خودمان بود ، و حال ترجمه بعضى از مطالب فصل دوم و سوم سفر تكوين را بيان مىكنيم : در فصل دوم آمده است : « پس خداوند خدا آدم را از خاك زمين صورت داد ، و نسيم حيات را بر دماغش دميد ، و آدم جان زنده شد ؛ و خداوند خدا هر درخت خوش‌نما و به خوردن نيكو ، از زمين رويانيد ، و هم درخت « حيات » در وسط باغ و درخت « داشتن نيك و بد » را . . . و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت كه از تمامى درختان باغ مختارى كه بخورى ، اما از درخت « دانستن نيك و بد » مخور ، چه در روز