الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
547
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
كارهاى زشت نهى كرد . « 1 » و گفتهاند « وَلا نِساءٌ مِنْ نِساء » : « گروهى از زنان ، زنانِ ديگر را مسخره نكنند » درباره « ام سَلَمِه » نازل گرديد كه بعضى از همسران پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) او را به خاطر لباس مخصوصى كه پوشيده بود ، يا به خاطر كوتاهى قدش مسخره كردند ، آيه نازل شد و آنها را از اين عمل بازداشت . « 2 » نكته قابل ذكر اين كه « تَنابُزوا بالالقاب » امروزه خصوصاً نسبت به غيرعرب در لقب تنها نيست ، بلكه هر اسم خواه به صورت لقب يا غيرلقب ، اگر اراده مسخره و سرزنش و كوچك شمردن از آن شد ، نكوهيده و مبغوض خداوند است . در آيه فوق خداوند به سه حكم در زمينه اخلاق اجتماعى اشاره كرده است ، مسخره نكردن ، عيبجوئى نكردن ، صدا نزدن به القاب زشت ) . قرآن كتابى است كه آمده تا فرهنگ جامعه اسلامى را براساس معيارهاى اخلاقى پىريزى كند ، در اين آيه خداوند به سه ريشه از ريشههاى اختلاف پرداخته ، تا با قطع آنها اختلافات نيز برچيده شود و درگيرى و نزاع پايان پذيرد . خداوند در اين آيه سه عامل مهم جنگ و نزاع را شمرده و در آيه ديگر كه مورد بحث ما نيست نيز به سه عامل ديگر ( گمان بد ، تجسس ، و غيبت ) اشاره كرده است . در مورد « تَنابُزوا بالالقاب » در حديثى آمده كه روزى « صفيه » دختر « حىّ ابن اخطب » ( همان زن يهودى كه بعد از ماجراى فتح خيبر مسلمان شد و به همسرى پيغمبر اسلام ( صلى الله عليه وآله ) درآمد ) روزى خدمت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) آمد ، در حالى كه اشك مىريخت ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) از ماجرا پرسيدند ، گفت : عايشه مرا سرزنش مىكند و مىگويد : « اى يهودىزاده ! » پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : « چرا نگفتى پدرم هارون است و
--> ( 1 ) . تفسير نمونه ، جلد 22 ، صفحه 177 . ( 2 ) . همان مدرك . .