الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

543

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

به ياد دوست دل را زنده دارد * به جان نقش جمالش برنگارد دل غافل زيادش غرق خون باد * گل شادى ز بستانش برون باد سر فارغ ز سوداى نكوئى * دم چوگان چرخ افتد چو گوئى كسى كز جان نمىجويد نشانش * برون باد از بهشت عاشقانش به خاطر دار نقش يار و خوش باش * مشو غافل وز اين معنى به هُش باش كه ياد حق گر از دل شد فراموش * كند ديوت ، غلام حلقه در گوش وگر با ياد حق باشد روانت * بود رشك بهشت خُلد ، جانت الهى بر نگار اين نقش در دل * مكن جانم ز فكر دوست غافل به ذكر خويش جان را آگهى بخش * گداى كوى را شاهنشهى بخش ز مهر دوست روشن كن روانم * كه رشك ماه گردد تيره جانم به دل از ياد جانان فَرَّهى « 1 » ده * به سر چون عاشقان شورِ شَهى ده * * *

--> ( 1 ) . شكوه ، شوكت ، جلال ، نيرو ( فرهنگ عميد ) . .