الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

494

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

و صلابت ايستاده‌اند به خلاف خس و خاشاك كه سيل به هر طرف كه بخواهد آنها را مىبرد . زلزله‌ها و حركتهاى تند اجتماعى گرچه بتواند بر چهره آنها خراشى وارد كند ، ولى آنها را نمىتواند از مسير حق خود منحرف كند . در آنجا كه زلزله‌ها همه چيز را تكان مىدهد ، آنها استوارند ، زيرا حق استوار است ، آنها مانند بعضىها هر روز در زير يك بيرق و در زمره يك دسته به خاطر مصالح شخصى يا گروهى قرار نمىگيرند ، آنها از هر چه رنگ دارد آزادند و تعلق آنها به ذات حق ، وابستگى نيست ، بلكه گسستگى از هر چيز است ، اين عدم دلبستگى به غير حق آنها را همچون ذات احديت ثابت‌قدم نگاه مىدارد ، همانگونه كه ذات حق تحت تأثير هيچ شىء قرار نمىگيرد ، ذات پرهيزگاران واقعى كه مجلاى تابش حق و نمايانگر ذات اويند ، غير متغير است ، و از مواضع ثابت خود عدول نمىكند . احمدبن عمر حَلَبى مىگويد از امام صادق ( عليه السلام ) سؤال شد : « اىّ الخِصال بالمرء اجْمَل ؟ وقارٌ بِلامَهابة و سَماحٌ بِلا طَلبِ مُكافاة وَ تَشاغُلٌ بِغير متاع الدنيا » : « چه خصلتهائى براى مرد زيباتر است ؟ وقارى كه بدون هيبت و ترساندن باشد و بخششى كه بدون توقع پاداش و جزاء باشد و مشغول شدن به غير متاع دنيا ( و به آخرت پرداختن ) » . « 1 » اميرمؤمنان على ( عليه السلام ) براى كسانى كه مأمورِ گرفتن زكات مىكردند ، چنين مىنوشتند ، « فَاذا قَدِمتَ على الحَىّ فَانْزِل بِمائِهِم مِنْ غير انْ تُخالِطَ ابْياتهم ثُمَّ امْضِ اليهم بالسكينة و الوَقار حتّى تقومَ بينهم فَتُسَلِّمَ عليهم و لا تُخْدِج بالتحيّة لَهُم . . . » : « وقتى به قبيله‌اى وارد شدى ، بر سر آب آنها ( آنجا كه از آن آب برمىدارند ) پياده شو بدون آن كه به خانه‌هاى آنها درآئى ، سپس با آرامش و وقار به سوى آنها برو تا بين آنها

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 71 ، صفحه 337 . .