الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
491
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
نگذاريد كه على گونهها مانند على ( عليه السلام ) بر سر مردم فرياد زنند : « وَ قَد اصْبَحْتُم فى زَمَن لا يَزْدادُ الخَير فيه الّا ادباراً » : « شما در زمانى صبح كردهايد و زندگى مىكنيد كه خير و نيكى جز عقبماندگى چيزى ببار نمىآورد ! و شر و بدى عامل پيشروى است ! » « 1 » يعنى بر خلاف حالات و صفات متقين عمل مىكنيد ، و اين ننگ يك جامعه است كه مركزى براى شرور باشد . زشت است براى جامعهاى كه مركز اجحافها ، ظلمها ، تعديها و خالى از نيكيها و درستيها و صداقتها و محبتها و صميميتها باشد . مرحوم الهى ، اين عارف سوخته ، در ذيل اين فراز ( بَعيداً فُحشه لَيّناً قَولُه غائبا مُنْكَرهُ حاضِراً مَعْرُوفُه مُقبلا خَيْرُهُ مُدبراً شرّه ) چنين سروده است : نيايد زشت حرفى بر زبانش * بود زيبا سخن شيرين دهانش نهان از جان پاكش زشت رفتار * عيان از وى نكوئى در همه كار هر آن خوبيت ، باشد روبرويش * هر آن بد ، پشت گرداند زكويش درخت هستيش شيرين دهد بَر * كجا تلخى بر آرد ناى شكر * * *
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 129 صبحى صالح و فيض الاسلام . .