الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
474
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
نكنيد . بسيارى را ديدهايم كه هدايت كردن و راهنمائى كردن آنها چون با شدت و تندى بوده نه اثر مطلوب گذاشته ، بلكه عكس نتيجه منفى داده و اين بيشتر در بين پيرمردها و پيرزنها مشهود است آنهائى كه ادعاى علم و تدين مىكنند ، بارها ديده شده وقتى مىبينند جوانى نو رسيده استحبابى را در وضو و نماز رعايت نمىكند به شدت اعتراض مىكنند و با تندى مىخواهند اين مطلب را ياد او دهند در حالى كه خودشان هنوز نفهميده اين عمل مستحب است ، حتى اگر واجب هم بود ، اين طرزِ ارشاد نيست ! تعجب نكنيد كه عملى را نمىدانند ، مستحب است و واجب مىپندارند ، براى نمونه دست بالا بردن براى تكبيرة الاحرام مستحب است ولى الان بطورى عادت شده كه اگر كسى فقط بگويد ( اللّه اكبر ) و دست را تا نزديك گوشش بالا نبرد ، مىگويند نمازت باطل است و غير اين مستحب از مستحبات ديگر كه فكر مىكنند واجب است . يكى از خانمها روزى مىگفت : زن جوانى كه تازه ازدواج كرده بود ، در ماه رمضان به مسجد آمده بود و احكام نماز جماعت را درست نمىدانست ، و اشتباهى كرد و خودش گفته بود پس از مدتى طولانى ، براى اولين بار به مسجد آمده ، بعد از نماز ، پيرزنى كه بىسواد بود و ادعاى تدين مىكرد ، به او پرخاش كرد و گفت : چگونه زنى به سن و سال تو نبايد نمازش را درست بخواند و همينگونه صحبت كردن پيرزن با او موجب شد كه از مسجد برود و ديگر در آن مسجد ديده نشد . ما واقعاً مسؤوليم و بايد در آخرت جوابگو باشيم ، اگر از ما روز قيامت بپرسند چه كسى به شما گفته بود اينگونه امر به معروف كنيد چه داريم بگوئيم . يك بار خودم شاهد بودم كه جوانى دعائى مىخواند و آخر آن « برحمتك يا ارحم الراحمين » نبود و او گفت يك وقت پيرمردى بلند شد و گفت آخر اين دعا