الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

47

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

يعنى با آنها درگير نمىشوند ، در مورد حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) مىخوانيم وقتى مردى او را مورد اهانت و اذيت قرار داد ، حضرت در جواب فرمودند : « خدا تو را هدايت كند » ، و ديگر جوابى به او نفرمودند . « 1 » و بى جهت نيست كه خداوند حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) را ستوده مىفرمايد : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ « 2 » در مناجاتهاى حضرت موسى ( عليه السلام ) نوشته‌اند ، سؤال كرد : « الهى ما جَزاءُ مَنْ صَبَر عَلَى اذَى النّاسِ وَ شَتْمِهِم فيك قال اعينُه على اهوال يوم القيامة » « خدايا ، جزاء كسى كه صبر مىكند بر اذيت و دشنام مردم در راه تو چيست ؟ فرمود او را در وقت هراس و وحشت قيامت يارى مىكنم » . « 3 » اين برخورد با قشر دوم ، يعنى جاهلان و ناآگاهان بود ، اما برخورد با دسته اول كه تعمّداً قصد ضربه زدن دارند ، و با برنامه‌ريزى پيش رفته ، و جاى برگشتى براى خود باقى نگذارده‌اند ، به گونه ديگر است . گاهى كار به جائى مىرسد كه بايد جواب مشت را با مشت داد ، و اين در موقعى است كه ديگر قابليت اصلاح از بين رفته است ، چنان كه در فتح مكه با اين كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) عفو عمومى دادند ولى چند نفرى را هم از عفو مستثنى كردند ، كه نام آنها در تاريخ آمده است « 4 » در اين مورد است كه مىتوان گفت : ترحّم بر پلنگ تيز دندان * ستمكارى بود بر گوسفندان اظهار عجز پيش ستمگر روا مدار * اشك كباب ، باعث طغيان آتش است * * *

--> ( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه 300 ، ماده حلم . ( 2 ) . سوره هود ، آيه 75 . ( 3 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه 300 ، ماده حلم . ( 4 ) . در كتب تاريخى نام آنها ذكر شده از جمله در كتاب « السيرة النبوية لابن هشام ، جلد 4 » . .