الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
458
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
كردهام . اصلا كلمه قهر با وجود انسان و دستگاه آفرينش كلمه نامأنوسى است ، روح انسانى با دوستى و صميميت آشنائى دارد ، با ميل به ديگران و پيوند با آنها و زندگى غيرفردى هماهنگ است ، انسان ميل به زندگى اجتماعى دارد و مىخواهد با هر موجودى انْس بگيرد ، قهر كردن خلاف اين طبيعت و سرشت انسانى است . كلمه نامأنوسى در كتاب تكوين و خلقت انسان است ، رابطه با برادران و خواهران دينى نوعى رابطه با خالق آنها است ، چنان كه كمك به آنها و توجه و محبت به آنها ، محبت ورزيدن بهخداوند آنها است آيا دوست نمى داريد دوست خداوند باشيد قهر كردن و دورى و قطع رابطه با مردم ، قهر خداوندى و دورى از رحمت او را به همراه دارد ، دورى از مخلوق دورى از اسم خدا است زيرا هر مخلوقى كلمه و اسمى و نشانهاى از او است و جلوهاى از جلوات او است . چه بسيار كارها كه با ارتباط و همبستگى با افراد اصلاح مىشود و چه بسيار مشكلات كه با مساعى آنها حل مىشود و چه بسيار مشكلات كه با دورى از افراد و گسستن از آنها به وجود مىآيد ، مضاعف مىشود . چرا بايد حكومت صفا و صميميت از بين دو برادر دينى رخت بربندد ، و قيچى قهر و غضب ، علقه و ارتباط آن دو را قطع كند ، چه بدى از صفا ديديم كه به بى صفائى روى آورديم ، اگر كسى نيز به بىصفائى روى آورد تو سعى كن يكطرفه صفاد دهى تا نظر طرف مقابل را برگردانى ، اگر كسى قطع ارتباط با تو كرد سعى كن قطع نكنى ، تو پيش قدم شو براى وصل و آشتى و فكر نكن سبك و كم قدر مىشوى ، اين تجربه در جامعه به اثبات رسيده كه هر كه در اين امور پيش قدم شود ، محبوبتر است ، هم نزد خداوند به مقتضاى روايات و هم نزد مردم به حكم تجربه ، مردم با چشمى ديگر به او مىنگرند و براى او احترامى ديگر قائلند . گاهى مىگوئى برو رابطه برقرار كن و مگذار دوستى چند ساله و خويشى تو از