الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

438

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

انتقام : انتقام آن است كه شخص به مثل همان ظلمى كه در حقش شده ، يا بيشتر را مرتكب شود و ظالم را مؤاخذه نمايد ، انتقام اگر از مقابله به مثل در مواردى كه شرع اجازه داده تجاوز كند ، خواه كمّا و خواه كيفاً حرام است و اين حسّ انتقام از نتائج غضب است ، هر انتقامى جائز نيست ، زيرا مقابله غيبت و تهمت و فحش و سخن‌چينى و امثال اينها جائز نيست ، رسول گرامى ( صلى الله عليه و آله ) فرمودند : اگر كسى شما را به آنچه با شما است سرزنش و مسخره كرد شما به آنچه در اوست سرزنشش نكنيد ، در جاى ديگر فرمودند دو فردى كه يكديگر را سبّ و اهانت مىكنند ، دو شيطان هستند كه با اهانت به يكديگر مقابله به مثل مىكنند و فكر مىكنند تلافى فحش فحش است . در روايتى آمده كه مردى ابوبكر را در حضور پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) دشنام داد و ابوبكر ساكت بود وقتى شروع كرد ، از خود دفاع كند رسول اللّه ( صلى الله عليه و آله ) بلند شدند و به او فرمودند : « فرسته خداوند از جانب تو جواب مىداد ، وقتى تو آغاز به سخن كردى او رفت و شيطان آمد و من در مجلسى كه در آن شيطان باشد نمىنشينم ! » پس هر فعلى يا سخنى كه به صورت ظلم به انسان مىرسد ، اگر در شريعت قصاص و غرامتى دارد ، واجب است از آن حد تجاوز نشود ، گرچه در اينجا عفو افضل و نزديكتر به تقوى و پرهيزگارى است و علماى اخلاق فرموده‌اند ، در جائى كه حدّ شرعى معين نشده ، براى آرامش نفس مىتواند سخنى كه حرام و دروغ نباشد بگويد ، مثلا امثال فحش و مذمت و اذيتهاى ديگر را كه حد شرعى معين ندارد ، با كلماتى مثل كم حيا ، بداخلاق ، بىتربيت ، و شبيه اينها جواب دهد ، و اگر نادان و احمق بگويد نيز بلااشكال است ، زيرا در هر فردى جهل و بىخردى يافت مىشود و به اين اعتبار به او بگويد .