الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

412

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

مىفرمايد : « انّ اللّه سبحانه انْزَلَ كتاباً هادياً بَيَّنَ فيه الخير و الشّر فَخُذُوا نَهجَ الخَير تَهْتَدُوا واصْدِفوا عن سَمْتِ الشّر تَقصُدُوا » : « خداوند سبحان كتاب هدايت كننده‌اى را فرستاد و خير و شرّ را در آن تبيين فرمود ، پس راه خير را پيش بگيريد كه هدايت مىشويد و از جانب شرّ متمايل به منصرف شويد تا در مسير مستقيم قرار گيريد » . « 1 » مفسّر اين كتاب على ( عليه السلام ) نيز تأكيد مىكند : « اذا رأيتم الخير فَخُذوا به و اذا رايتمُ الشّرَ فأَعرضُوا عنه » : « هنگامى كه خير را ديديد آن را بگيريد و وقتى شرّ را ملاحظه كرديد ، از آن اعراض كنيد » ! « 2 » در ذيل فراز « شرورهم مامونة » گذشت كه عالم تركيبى از خير محض و شر محض نيست بلكه از نظر ما هر چه در عالم است خير است و شرور يا امورى عدمى هستند ، مانند جهل و مرگ و فقر كه عدم علم و عدم حيات و عدم ثروت است و يا شرورى نسبى هستند ، مثل نيش عقرب و زنبور يا سمّ مار و ميكروبهاى موذى بيمارىزا ، اينها گرچه امرى وجودى هستند ، ولى شرّ محض نيستند ، نيش عقرب و زنبور و مار همانند سلاحهائى است كه در دست يك سرباز براى دفاع از خود و مرز و بوم و ناموس او است ، اينها فى نفسه شرّ نيست اگر عقرب اين نيش را به انسانى براى دفاع از خود زند ، براى او شرّ نيست ، خير محض است گرچه براى مضروب و آن كه نيش خورده شرّ است ، ميكروبهائى را نيز كه ما موذى و بىفائده مىپنداريم در اين عالم مأمورانى براى انجام كارى هستند و لازمه نظام احسن مىباشند گرچه در مواردى براى فردى مضرّ باشند . بله اگر خود را محور قرار داديم ، و خود محور شديم مى گوئى اين امور براى من شرّ است ، يا خار كنار گل شرّ است ولى خود خار سپر حفاظتى گل است تا

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 167 صبحى صالح و 166 فيض الاسلام . ( 2 ) . همان مدرك . .