الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
36
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
دار نشد . . . » « 1 » خداوند اين گونه افراد را به عنوان الگو براى ما معرفى كرد ، تا حجّت بر ما تمام شود ، و بدانيم مىتوان چنين بود ، نگوئيد پيامبر بود زيرا تا چنين نشد پيامبر نشد ، و نظير يوسف صديق ( از اين جهت ) در افراد عادى هم براى اتمام حجت بوده و هستند و خواهند بود . در خطبهاى از پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) ( كه درباره ماه رمضان ايراد فرمودند ) چنين مىخوانيم : « . . . ايها الناس انّ انفُسَكم مِرهوُنَةٌ باعمالِكم فَفُكّوها بِاسْتِغْفارِكم . . . » : « اى مردم روان ها و نفسهاى شما در گرو اعمال شما است ، پس با استغفار و توبه رهايشان كنيد . . . » . « 2 » آرى نفس ما و حريت آن در گرو اعمال ما است ، اعمال زشت و گناهان ما غل و زنجيرهاى دست و پاى نفس ما هستند كه با استغفار باز مىشوند و نفس آزاد مىگردد . انسانهائى كه دچار تشريفات و تجملات غلط و چشم و هم چشميها شدهاند ، و اگر خانه آنها كذائى و مبلمان آن بهمانى نباشد ، كسر شأن احساس مىكنند در حقيقت مردهاند و خود نمىدانند ، آداب و رسوم غلط كه مىگويد شأن من نيست به ديدن فلانى روم ، زيرا بزرگترم يا با اين سن و سال نمىشود به نزد كمسنى رفت و علم آموخت ، يا حتماً بايد هديه من كه براى فلانى مىبرم ، بالاتر از هديه او باشد ، كه منزل مباركى من مى آوردهو غيره ، زنجير بردگى است كه با دست خود به گردن خود افكندهايم و شرايط سخت ازدواج كه خود پيش پاى خود گذاردهايم ، و جامعه را از نعمت ازدواج محروم كرده و دخترها و پسرها را به مراكز فساد كشاندهايم ، چيزى جز بند نيست كه به دست و پاى خود بستهايم ، مهريههاى سنگين و توقعات
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 17 ، صفحه 69 ؛ ميزان الحكمه ، جلد 2 ، صفحه 351 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، جلد 4 ، صفحه 227 . .