الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

359

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

فضاى سياسى عالم است ، گاه يك كشور در اثر عدم قناعت و گرفتن وامهاى كمرشكن و براى اين كه مقدارى در رفاه باشد مطرود و منزوى و كشور عقب افتاده مىشود ، ملتى كه قناعت را از خود دور كرد بدبخت و بىنوا شده و هيچگاه فرصت شكوفائى اقتصادى پيدا نمىكند ، نمونه اين كشورها امروزه چه بسيار است . قناعت نكردن نابود كننده شخصيت فرد است و او را نيازمند به غير مىكند و هميشه بايد سرشكسته و سرافكنده در جامعه حركت كند و چه بسا از مرز شخصيت گذشته و شخص را نابود مىكند عدم اكتفاء به قدر نياز موجب استيصال فرد و جامعه است ، آنچه درباره جامعه و رفاه‌طلبى آن گفتيم درباره فرد هم صادق است ، بعضى را مىبينيم كه براى توسعه زندگى خود كه گاه نياز به آن توسعه هم ندارد ، از چندين جا وام مىگيرد و كار را به جائى مىرساند كه اصل سرمايه را هم بايد بابت بهره آن وام‌ها بپردازد ، چرا ؟ ! زندگى خوش و گوارا از نظر اسلام چه زندگى مىتواند باشد ، آيا تابحال اين سؤال را از خود كرده‌ايم و به دنبال جواب برآمده‌ايم يا نه ، اين جواب را امام صادق ( عليه السلام ) در روايتى فرموده‌اند : « خمسٌ مَنْ لم تكن فيه لم يَتَهَنَّأ بالعيش ، الصّحّة و الأَمن و الغِناء و القَناعة و الانيس المُوافِق » : « پنج چيز است كه اگر در فردى نباشد ، خوشى از زندگى نمىبرد ، و به قول عوام آب خوش از گلويش پائين نمىرود و زندگى گوارائى نخواهد داشت : 1 - تندرستى 2 - امنيت 3 - بىنيازى و عدم حاجت ( به قدرى كه محتاج نباشد داشته باشد ) 4 - قناعت و اكتفاء به قدر حاجت و عدم زياده‌طلبى 5 - مونس و يار موافق ) . « 1 » پس يكى از عواملى كه موجب گوارائى و خوشى زندگى مىشود قناعت است و بايد گفت قناعت در بين اين پنج مورد جايگاه ويژه‌اى دارد . حال به چند حكايت در مسئله قناعت از گلستان و بوستان شيخ شيراز

--> ( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 2 ، صفحه 451 . .