الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

335

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

رسد در حالى كه غافل و غير آماده براى مرگ است ، قلب او مستغرق در امور دنيوى است و در آخرت جز حسرت و ندامت و پشيمانى توشه‌اى ندارد و اين خسران مبين است . اى جوان تو از زندگى عمر كسانى كه عمرشان رفت و به آمال خود نرسيدند ، عبرت گير ، مثل بعضى از جوانها مباش كه تا جوان است گويد اول زندگانى است ، خدايا اگر يك اطاق داشته باشم راضيم ، گرچه اجاره‌اى باشد ، بعد كه مىرسد گويد اجاره‌نشينى مشكل است خدا نجاتم دهد ، آيا مىشود خانه‌اى 50 مترى از خودم داشته باشم ، بعد كه مىرسد مىگويد اين كه مثل قبر است ، اگر بنا باشد در دنيا هم در قبر باشم ، اين كه زندگى نشد ! در روايتى است كه از سعادت انسان وسعت خانه است ( مِنْ سَعادَةِ المَرء سِعَةُ داره ) وقتى به هدف رسيد ، باز بلندپروازى مىكند ، گويا نمىداند كه آرزو نهايتى ندارد ، « 1 » آمال تمام شدنى نيست ، « 2 » گويا كلام مولى را نشنيده كه : « اعْلَم انَّك لَنْ تبلُغْ أمَلَك و لَنْ تعدُوا اجَلَك و انَّك فى سبيل مَنْ كان قبلك » : « بدان و آگاه باش كه تو به آرزويت هرگز نمىرسى و از دست اجل و مرگ هرگز فرار نتوانى كرد و تو در راه پيشينيان خود هستى ( آنها كه مردند و به آرزوهايشان نرسيدند » . « 3 » هر چه اميد و آرزوى خود را زياد كنى ، مثل آدم تشنه كه آب شور خورد و بيشتر تشنه مىشود ، بيشتر اميد و آرزو پيدا مىكنى ، رسول گرامى ( صلى الله عليه و آله ) فرمودند : « مَنْ كانَ يَأمل أنْ يَعيشَ غداً فانّه ان يعيشَ ابداً » : « كسى كه آرزو كند فردا زنده باشد ، آرزو

--> ( 1 ) . در غرر الحكم آمده ( الاملُ لا غايَة له ) . ( 2 ) . در همان كتاب آمده ( الامالُ لا تَنتَهى ) . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 16 ، صفحه 93 . .