الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

330

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

نقل شده است كه حضرت عيسى بن مريم ( عليه السلام ) نشسته بودند و پيرمردى با بيل كار مىكرد و زمين را شخم مىزد . حضرت عيسى ( عليه السلام ) فرمودند : خدايا ، اميد را از او بگير ، هماندم پيرمرد بيل را كنار گذاشته و خوابيد . پس از مدتى حضرت فرمود خدايا اميد را به او برگردان بلافاصله پيرمرد بلند شد و شروع به كار كرد ، حضرت نزد او آمده و از او پر سيد ، اين چه جريانى بود از تو ديدم ، گفت كار مىكردم ناگهان نفسم به من گفت ، تا كى كار مىكنى و تو پير و فرسوده شده‌اى ، بيل را رها كرده و خوابيدم . سپس نفس به من گفت به خدا قسم تو ناگزيرى از زندگى مادامى كه زنده‌اى ، پس بلند شدم و بيل را به دست گرفتم . « 1 » مولى نيز مىفرمايند : الامَلُ رفيقٌ مُونِس » « اميد و آرزو رفيق و مأنوس انسان است » « 2 » امام چهارم نيز از خدا اميدى را مىخواهند كه متناسب و معقول باشد « 3 » نه اين كه طولانى باشد كه آرزوى طولانى مثل سرابى است كه بيننده را فريب مىدهد و كسى كه به او اميد و دل‌بسته نااميد و محروم مىسازد . « 4 » پس آنچه مذموم است طولانى بودن اميد و آرزوها است ، نيروهاى انسان محدود است ، عمر نيروى عقل ، توان بازو و قدرت محدود است ، حال اگر دامنه آرزوها نامحدود شد ، تمام نيروى جسمى و فكرى را خرج اين آرزوها كنيم به اينها نمىرسيم ، به كارهاى ديگر هم نمىرسيم ، اين است كه مولى مىفرمايد : « مَنْ طال امَلُه ساء عَمَلُه » « كسى كه آرزويش طولانى شد عملش بد مىشود » « 5 » زيرا نيروها را به

--> ( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه 30 ، ماده امَل . ( 2 ) . غرر الحكم . ( 3 ) . بحار الانوار ، جلد 94 ، صفحه 155 ( اللهم ربّ العالمين . . . . اسئلك . . . من الآمال أوفَقُها ) . ( 4 ) . مولى فرمودند : « الاكْلُ كَالسَّرابِ يَغُرّ مَنْ رَآه و يخلف من رَجاه » ( ميزان الحكمه ، جلد 1 ، صفحه 141 ) . ( 5 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه 30 ، ماده امَل ، در روايتى شبيه اين نيز در همان صفحه از مولى آمده ( ما اطال عبدُ الامل الّا أساء العمل ) اين روايت اخير در ميزان الحكمه ، جلد 1 ، صفحه 144 به نقل از بحار ، جلد 72 ، صفحه 166 نيز آمده است . .