الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
314
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
منزّه گلشنى از خار هجران * مصفّا گلستانى خوشتر از جان نه با برگ گلشن باد خزانى * نه شاخ سنبلش بى ارغوانى نه چون باغ جهان پر ميوه غم * نه برگ شاديش بر شاخ ماتم نه گل با خار هم صحبت در آن باغ * نه با بلبل بود همداستان زاغ در آن زيبا گلستان دل افروز * زند پر طائر جان شاد و فيروز از اين باغ و چم گر چشم پوشى * بدان گلشن شراب وصل نوشى ز اين خاكى قفس چون پرفشانى * در آن جا طاير قدس آشيانى از اين بيغوله گر بيرون كشى رخت * در آن كاخ ابد شادان زنى تخت در آنجا نيست دل را رنج و محنت * نه رشك آرزو نه اشك حسرت نه كس را با كسى پيكار و آزار * نه خار كينه در آن نغز گلزار نه غير چشم جانان فتنه سازى * نه جز تير نگاهش جانگدازى نه دامى غير زلف خوبرويان * نه شامى غير گيسوى نكويان نه جز لعل بتان خونين دلى هست * نه نالان جز به شادى بلبلى مست تو ما را اى شهنشاه كريمان * درى بگشا به باغ اهل ايمان كه بر ياد تو با ياران ( الهى ) * نشيند اندر آن گلزار شاهى بدان گلشن سبك پرواز گردد * بناله بلبلان هم راز گردد در آن گلشن جمال يار بيند * نه گل بيند نه جور خار بيند * * *