الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

306

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

لَا تَقْتُلُوهُ « 1 » و دو مرتبه « قرة اعين » آمده : يكى در مورد بندگان مقرّب الهى است كه به خداوند مىگويند به ما همسران و فرزندانى ده كه مايه سرور باشد رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُن : « 2 » و ديگرى در مورد نماز شب است كه خداوند مىفرمايد هيچ كس نمىداند براى شب زنده‌داران ( كسانى كه نماز شب مىخوانند ) چه مايه سرور و ابتهاجى قرار داده شده ، و اين جزاى عمل آنهاست فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُمْ مِّنْ قُرَّةِ أَعْيُن جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ « 3 » مفردات در ادامه گويد : گفته شده اصل « قرة » از « قرّ » به معنى سرد است پس « قرّت عينُه » به معنى اين است كه چشمش سرد شد ، و گفته شد براى سرور ، اشك

--> ( 1 ) . سوره قصص ، آيه 9 . ( 2 ) . . سوره فرقان ، آيه 7 . ( 3 ) . سوره سجده ، آيه 17 . در قرآن « تقرّ عينها » نيز در دو مورد درباره حضرت موسى ( عليه السلام ) آمده كه : « رجعناك الى امّك كى تقرّ عينها و لاتحزن » ( سوره طه ، آيه 40 ) « رددناه الى مّه كى تقرّ عينها و لا تحزن » ؛ رد كرديم موسى را به مادرش تا مايه سرور او شود و اندوهگين نباشد ( سوره قصص ، آيه 13 ) و يك مورد هم « تقرّ اعينهنّ » دارد كه در مورد زنان پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) است « ذلك ادنى ان تقرّ اعينهنّ » اين نزديكتر است به اين كه موجب سرور آنها شود . ( سوره احزاب ، آيه 51 ) در اين آيه « حق قسم » را از پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) برداشت ، حق قسم آن است كه شوهر اوقات خود را در ميان همسران به طور عادلانه تقسيم كند ، اگر يك شب نزد يكى از آنها است شب ديگر نزد ديگرى باشد و نبايد تفاوتى از اين نظر بين آنها باشد و اين يكى از احكام اسلامى است كه در فقه مورد بررسى قرار گرفته شده است . پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) به علت شرائط خاص خصوصاً در زمانى كه در مدينه بود ، و هر ماه تقريباً يك جنگ بر او تحميل مىشد و در اين زمان همسران متعدد داشت ، رعايت حق قسم به حكم آيه فوق از او ساقط شد ، و مىتوانست هرگونه اوقات خود را تقسيم كند ، هر چند او با اين حال حتى الامكان مساوات و عدالت را ( چنان كه در تواريخ اسلامى است ) رعايت مىكرد . اين مطلب را خداوند براى رفع غم همسران كه ناراحتى مىكردند ، و گاه رقابت داشتند ، بيان كرد و اين كه حال مىدانستد حكمى الهى است و در برابر آن تسليم مىشدند و نيز حكمى است عمومى براى همه زنان پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) ( براى توضيح بيشتر به تفاسير رجوع شود - تفسير نمونه نيز در جلد 17 از صفحه 384 به بعد توضيحاتى دارد ) . .