الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

289

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

شدى ، برو ببينم چه مىكنى ! در خبرى آمده « براى بنده در هر شبانه روز بيست و چهار خزانه پشت سر هم است كه خزانه‌اى از آن باز مىشود ، و مىبيند پر از نور است كه در اثر اعمال صالح است كه در آن موقع انجام داده ، خوشحال مىشود ، به قدرى كه اگر آن خوشحالى را بين اهل آتش توزيع كنند ، به وحشت مىافتند ، سپس خزانه و جعبه ديگرى باز مىشود كه سياه و تاريك است ، و بوى بد از آن بلند مىشود ، و آن ساعتى است كه عصيان خدا كرده و آنچنان ترسى و فزعى به او دست مىدهد كه اگر بين اهل بهشت تقسيم شود ، عيش آنها را از بين مىبرد ، و جعبه‌اى ديگر باز مىشود كه خالى است ، نه مايه خوشحالى و نه ناراحتى است « 1 » و آن ساعتى است كه خوابيده و غافل بوده يا مشغول به مباحات دنيوى بوده ، پس حسرت مىخورد و متضرّر مىشود . به نفس بگو امروز خزائن بيست و چهارگانه را خالى مگذار ، و مرا به كسالت و بيحالى مينداز و مغبون و حسرت بارم مكن ، كه خداوند فرموده : يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ : « روزى جمع مىكند شما را براى روز جمع شدن ( كه روز قيامت باشد ) و آن روز خسران و ضرر است » . « 2 » اين سفارشات براى خود نفس بود ، سپس سفارشى به نفس در مورد اعضاء هفتگانه كند : چشم و گوش و زبان و شكم و فرج ( كنايه از شهوت جنسى ) و دست و پا به اين كه اينها خدمتكاران و رعيت تو هستند ، كه با اينها تجارت مىكنى ، براى جهنم هفت درب است كه براى هر دربى عده‌اى از مردم مشخص شده‌اند كه وارد شوند ، و اين هفت درب براى كسانى است كه با اعضاء هفتگانه عصيان كنند . پس چشم را از نظر به نامحارم بپوشان و نظر احتقار به مؤمنى مكن ، بلكه نظرى زائد بر ضرورت مكن ، كه خداوند همچنان كه از كلام زيادى بازخواست كند ،

--> ( 1 ) . محجة البيضاء ، جلد 8 ، صفحه 152 . ( 2 ) . سوره تغابن ، آيه 9 . .