الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

259

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

است ، بصيرت كه به خواب رفت ، بيدارى بصر سودى نبخشد . مولى فرمودند : « انْتباه العُيون لا يَنْفَع مع غَفْلَة القُلوب » : « توجه و بيدارى چشمها با غفلتِ قلبها بىفائده است » . « 1 » اين غفلتى است كه اگر مستولى بر انسان شد ، بيدارِ خواب است و حاضرى غائب و بيننده‌اى كور و شنونده‌اى كر و گوينده‌اى لال . مولى خطاب به مردم زمان خود مىفرمايد : « ما لى اراكُم . . . أيقاظا نُوَّماً و شُهوداً غُيّباً و ناظِرَةً عمياء و سامعةً صَمّاء و ناطقَةً بَكما » : « چه شده كه شما را . . . بيداران خواب‌آلود و حاضران غائب و بيننده كورو شنونده كر و گوينده لال مىبينم » . « 2 » در روايتى از امام صادق ( عليه السلام ) آمده كه از شش چيز تعجب مىكنم ، سه چيز مرا مىخنداند و سه چيز مىگرياند ، آن كه مىگرياند : 1 - فراق و دورى دوستان ( مثل ) محمد ( صلى الله عليه وآله ) . 2 - ترس از خداوندى كه از همه چيز آگاه است ( يا ترس از آن اعمالى كه آورده مىشود ) . « 3 » 3 - ايستادن در مقابل قدرت خداوند . و اما آن سه كه مىخنداند اين كه : 1 - طالب دنيا است و موت او را مىطلبد . 2 - غافل است ولى از او غفلت نشده ( يعنى خداوند از او غافل نيست ) . 3 - خنده كننده‌اى كه دهانش پر از خنده است و نمىداند آيا بخشيده شده يا مورد سخط و غضب است . « 4 » از آيات قرآن استفاده مىشود كه غفلت انسان را به جهنم سوق مىدهد .

--> ( 1 ) . غرر الحكم ، ميزان الحكمه ، جلد 7 ، صفحه 261 - 260 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 108 . ( 3 ) . ترديد به خاطر اين كه عبارت حديث ( هول المطّلع ) است كه اگر اسم فاعل باشد مراد خداوند آگاه به اعمال است و اگر مطّلع باشد به معنى آورده شده است يعنى اعمالى كه روز قيامت آورده مىشود ( مطلع به صيغه از طلع كه از اضداد است به معنى روى آوردن و غائب شدن گرفتيم ) رجوع شود به المنجد ماده طلع . ( 4 ) . بحار الانوار ، جلد 78 ، صفحه 454 - ميزان الحكمه ، جلد 7 ، صفحه 261 . .