الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
178
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
اى عزيز ! قلب و جوارح را براى خداوند خاشع كن به طورى كه در برابر خداوند خود را فقير و بى چيز دانى و چنان باش كه نتوانى از درك عظمت و حضور قلب سربلند كنى ، خداوند در قرآن لفظ خشوع را براى زمينهاى بىگياه و خشك كه فاقد حيات هستند ، اطلاق كرده ، يعنى كه انسان خاشع هم در برابر خداوند و عظمت او مرده و فقاد تحرك است . برادرم بيا قبل از اينكه صداهاى ما روز قيامت از ترس حساب و كتاب و عظمت سيطره الهى خاشع شود ، خاشع شويم ، خداوند درباره روز قيامت مىفرمايد : « خَشَعَتِ الاصوات لِلرّحمن فَلا تَسْمَع الّا همساً » : « همه صداها در برابر خداوند رحمان خاشع شده و جز صداى آهسته چيزى نمىشنوى » ، « همس » چنان كه راغب گويد به معنى صداى آهسته و پنهان است و بعضى آن را به صداى آهسته پا ( پاهاى برهنه ) تفسير كردهاند و بعضى به حركت لبها ، بىآنكه صدائى از آن شنيده شود كه تفاوت زيادى با هم ندارد . « 1 » روح عبادت خشوع و حضور قلب است اگر مىخواهيم نماز ما « معراج المؤمن » و « قُربانُ كُلّ تَقى » و وسيله تقرب به درگاه الهى و سدّى ما بين ما و گناه باشد : وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْىِ « 2 » بايد به نمازمان روح دهيم ، و گرنه از مرده كارى نبايد ، چه رسد در مرده ديگر كه صاحب نماز باشد ، اثر كند . مرحوم فيض در محجة البيضاء ، امورى را كه نماز با آنها حيات كامل خود را مىيابد شش چيز شمرده است : حضور قلب ، تفهّم ( فهم معانى الفاظ ) ، تعظيم ، هيبت ( خوفى كه منشأ آن تعظيم است ) ، رجاء ( اميد به ثواب ) ، حياء ( كه منشأ آن درك تفصير و توهم گناه است ) . « 3 »
--> ( 1 ) . سوره طه ، آيه 108 ؛ تفسير نمونه ، جلد 13 ، صفحه 304 - 303 . ( 2 ) . سوره نحل ، آيه 90 . ( 3 ) . محجة البيضاء ، جلد 1 ، صفحه 370 . بحث ( بيان المعانى الباطنة التى بها تتم حياة الصلاة ) توضيح بيشتر را در همان كتاب ملاحظه فرمائيد . .