الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
171
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
بىنياز شويد . « 1 » در روايتى ديگر از حضرت رسيده : « القَناعَةُ غُنْيَةٌ و الاقْتِصادُ بُلْغَة » : « قناعت بىنيازى و توانگرى است و ميانهروى چيزى است كه كفايت زندگى مىكند » . « 2 » يعنى ميانهروى مثل مالى است كه مىتوان زندگى روزمره را با آن گذراند به طورى كه چيزى در آخر باقى نمىماند ، ولى قناعت بىنيازى است كه ديگر به غير محتاج نيست و نياز به امر ديگرى هم ندارد ، چقدر فرق است بين كسى كه هر روز غذاى همان روز را دارد و بايد براى فردا كار كند با كسى كه بىنياز شده است . مگر ما چه بدى از قناعت ديديم ، كه رو به اسراف گذارديم ، چرا خانوادههاى ما روى چشم و هم چشمى اين قدر اسراف و اين قدر ولخرجى مىكنند ؟ ! هر روز لباسهاى جديد با مدهاى جديد ، شلوارهاى رنگارنگ ، پيراهنهاى جورواجور ، و اى كاش مىپوشيدند تا كهنه و پاره مىشد ، يكى دو مجلس مىپوشند و مىگويند از مد افتاده يا ديگر زشت است ، اين لباسى را كه در فلان مجلس و فلان عروسى پوشيدم ، دوباره بپوشم ؟ مگر نمىبينى فلانى با اينكه شوهرش كارگر است ، براى اين مجلس چادر و لباس جديدى دوخته و پوشيده ، چرا من نكنم ؟ ! مردم ما بايد بدانند تا اين روش در جامعه ما و در مملكت ما رايج است ، بيچارگى و ذلت هم هست ، هر روز محتاج يك كشورى هستيم ، بايد قناعت كنيم كه قناعت موجب بىنيازى و قطع سلطه است « القناعة تُغْنى » : « قناعت ثروتمند و بىنياز مىكند » . « 3 » در روايتى از امام باقر ( عليه السلام ) آمده هرگاه هوس بلندپروازى و زندگى افرادى كه بالاى دست تو هستند ، توجه تو را جلب كرد ، و خواستى از مسير قناعت خارج شوى ، از زندگى پيامبر و رسول گرامى ( صلى الله عليه وآله ) ياد كن « فَانَّما كان خُبْزُه الشّعيرو حَلواه
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 69 ، صفحه 399 . ( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 78 ، صفحه 10 ( هر سه روايت در صفحه 280 جلد 8 ميزان الحكمه آمده است ) . ( 3 ) . غرر الحكم - ميزان الحكمه ، جلد 8 ، صفحه 280 . .