الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

164

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

تو از شير ، و گردن خود را پل براى مردم قرار نده ( يعنى فتوا دادن بدون مدرك و توجه ، مانند آن است كه گردن خود را مثل پل كرده‌اى تا مردم از روى آن عبور كرده و تو در بيچارگى باقى مىمانى ، و در محضر ربوبى فرداى قيامت جوابى ندارى ) . همين كه سخن امام به اينجا رسيد فرمود : بلند شو از نزد من اى اباعبدالله زيرا تو را نصيحت كردم و سخنان مرا فاسد مكن ، و درود بر كسى كه از هدايت پيروى كند . « 1 » خداوند به ما علمى همراه به حلم عنايت كند ، تا در پرتو آن به قرب الهى نايل شويم ( انشاءالله ) . مرحوم الهى قمشه‌اى در ذيل اين فراز ( و علما فى حلم ) چنين گويد : هم آنان را بود ز الطاف بارى * قرين وصف دانش برد بارى به گيتى عالمى كو بردبار است * به شمعش عالمى پروانه وار است خلائق را به دانش پيشوا او است * به اقليم سعادت رهنما اوست چراغ شام تاريك جهان است * فروزان‌تر ز ماه آسمان است * * * « عمار ياسر » به شخصى كه او را ناسزا گفت چه پاسخ داد ؟ رقيبى سفله با عمّار هشيار * شنيدم ناسزاها گفت بسيار جوابش داد عمار دل آگاه * كه‌اى غافل ز زور و كيفر شاه مرا گر لطف حق سازد بهشتى * چه غم دارم تو گو صد گونه زشتى و گر قهرش معاذاللّه سرانجام * به دوزخ دركشد حق بوده دشنام سزاوارم هزاران ناسزا را * چه مىگوئى به ياد آور خدا را پشيمان شد چه اين پاسخ از او يافت * تو گوئى نور ايمان بر دلش تافت تو درس حلم خوان اى مرد ايزد * از آن استاد كل ، شاگرد احمد

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 1 ، صفحه 224 ، 226 ( تلخيص شده ) - ميزان الحكمه ، جلد 6 ، صفحه 493 ، 490 . .