الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
157
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
است پر از بىسواد باشد ، مملكت اسلامى مملكتى است كه بايد اهل مطالعه و همه جا كتابخانه و مبارزه با بيسوادى و همه جا مدرسه و مكان مبارزه با جهل باشد ، بحث از علم مجال وسيعى مىطلبد ، كه از حوصله كنونى خارج است « 1 » و در پايان اين فراز دو نكته بسيار مهم را متذكر مىشويم : 1 - حقوق معلّم بر متعلّم - از حقوق واجب الاتباع و لازم المراعات حق معلم است ، اين پدر روحانى كه بسيار بر پدر جسمانى فضيلت دارد و او اگر وظيفه خود را به نحو احسن انجام دهد ، معبود و مولاى متعلم مىشود چنان كه منسوب به على ( عليه السلام ) است كه فرمود : « مَنْ عَلّمنى حرفا فقد صيّرنى عبداً » : « كسى كه مرا حرفى تعليم دهد مرا عبد و بنده خود كرده است » ، و نيز درباره معلم بزرگ خود فرمود : « انا عبد من عبيد محمد » ؛ « من بندهاى از بندگان محمد ( صلى الله عليه وآله ) هستم » . رعايت حق معلم از وظايف بزرگى است كه شارع مقدس بر دوش ما گذارده است ، حال به سخنان على ( عليه السلام ) اين مولاى بزرگوار و شاگرد مكتب رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) گوش فرا ده كه چگونه تعليم مىدهد : امام صادق ( عليه السلام ) در روايتى از على ( عليه السلام ) نقل مىكنند كه مولى بسيار مىفرمودند : « انّ مِنْ حَقَّ العالم انْ لا تكثِرْ عليه السُّؤال و لا تأخُذ بِثَوبِه و اذا دخلتَ عليه و عنده قوم فَسَلّم عليهم جميعاً و خَصَّهُ بالتحية دونهم و اجلس بين يديه و لا تجلس خلفَه و لا تُغمِضْ بعينيك و لا تُشِرْ بِيَدِك و لا تُكثِر مِن قول : قال فلانٌ و فلانٌ خلافاً لقوله و لا تَضْحر به طول صحبته فانّما مثل العالم مَثَلُ النحلة يُنْتَظَرُ بها متى يسقط عليك منها شىء : « از حق عالم بر تو اين است كه زياد از او سؤال نكنى و لباس او را نگيرى و اگر بر مجلس عالم وارد شدى و نزد او عدهاى بودند سلام بر همه آنها كن و سلام و درود ويژه خود را به آن عالم تقديم نما و براى نشستن ، جايگاهى را در برابر او انتخاب كن
--> ( 1 ) . در مورد علم مىتوانيد به كتاب الحياة ، جلد 2 ، صفحه 267 به بعد و ميزان الحكمه ، جلد 6 ، صفحه 445 به بعد و كتاب منية المريد شهيد ثانى مراجعه نمائيد . .