الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
155
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
گرچه در چين باشد ، گويا آخرين نقطه شناخته شده در دنيا در آن زمان ، چين بوده است . در مورد عدم وجود مرز براى مقدار تلاش فرمودند : « لَو يَعْلمُ النّاس ما فى طَلَب العِلْم لَطَلَبُوه و لو بِسَفك المُهَجْ و خَوضِ اللُّجَجْ » : « اگر مردم مىدانستند ارزشى را كه در يادگيرى دانش است ، هر آينه طلب مىكردند ، آن را گرچه به ريختن خون دل و فرو رفتن در درياها باشد » . « 1 » يعنى آن قدر ارزش دارد كه اگر احتمال كشته شدن يا فرو رفتن در دريا هم باشد اين مقدار تلاش روا است ( اين حديث كنايه از تحمل نهايت مشقت است ، در آن زمان رفتن به اعماق دريا بسيار مشكل بوده است ) . در مورد عدم محدوديت از لحاظ استاد فرمودند « الحِكْمَةُ ضالَّةُ المُؤمن اخَذَها حيث وَجَدَها » : « دانش گمشده مؤمن است هر جا بيابد ، مىگيرد » ؛ انسان گمشده باارزش خود را گرچه در دهان شير باشد مىگيرد ؛ البته جاى تذكر است كه در روايات سفارش شده ، دقت كنيد از چه كسى علم مىآموزيد ، اين گونه روايات در موردى است كه همان علمى كه نزد فرد غيرصالح است ، نزد صالح هم هست كه در صورت تخيير بايد صالح انتخاب شود ، زيرا علم غذاى روح است و اگر از غيرصالح گرفته شود ، ممكن است غذائى مسموم در ضمن غذاهاى مطلوب به خورد انسان بدهد ، از اين رو اگر مملكت ما مخير شد كه از افراد و اساتيد مؤمن در داخل كشور استفاده كند ، يا از افراد ملحد و كافر غرب ، بايد از رفتن دانشجويان به خارج ممانعت كند ، ولى اگر علمى است كه در نزد اساتيد ما نيست ، يا به نحو مطلوب در نزد آنها نيست ناچاريم دانشجو به خارج بفرستيم و اين همان است كه مىفرمايد : مؤمن دانش را مىگيرد هرجا بيابد ، گرچه از دهان كفّار در بلاد كفر ! اما عدم وجود مرز از نظر شكل و محتوى و كيفيت علم آموزى ، در آيات و روايات تعبيرات مختلفى است كه از هر چيز علم آموزيد ، از شهرهاى نابوده شده
--> ( 1 ) . اين حديث را در مقدمه كتاب معالم ، صاحب معالم نقل كرده است . .