الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

148

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

ايمان توأم با يقين دوگونه است : يك وقت علم را از طريق استدلال و برهان به دست آورده و مىداند هم كه مطلب همين است اين بسيار خوب است ولى بزرگان سالكين و پرهيزگاران ، ايمان توأم با يقين به نحو ديگرى دارند كه علم و يقين خود را از طريق مشاهده به دست آورده‌اند ، نه از طريق استدلال ، يعنى با از بين بردن حجابهاى دنيوى و دورى از آنها خداوند را از طريق مشاهده يافته‌اند ، و به مرحله ايمان موقنين رسيده‌اند ، و اين ايمانى است كه با بادهاى تند القاءات ملحدين و ايرادات آنها فرود نخواهد ريخت . « 1 » كسى كه به اين مرحله از يقين نرسد ، آن طور كه بايد طعم ايمان را نمىچشد . روايتى از مولى على ( عليه السلام ) رسيده كه فردى از شما طعم ايمان را نمىچشد ، تا اين كه علم و يقين پيدا كند كه آنچه به او مىرسد ، خطا نبوده ، و آنچه خطا است به او نمىرسد . « 2 » و در روايتى ديگر از مولى على ( عليه السلام ) نقل شده كه : همين كلمات را بسيار تكرار مى كردند و سپس مى فرمودند « نمىچشد فردى طعم ايمان را مگر اين كه بداند ضرر رساننده و نفع رساننده فقط خداوند عزوجل است » « انّ الضّارّ النّافع هُوَ اللّه عزّوجلّ » « 3 » ولى ما كجا و اين ايمان كجا ، به قول ملّامحمدمهدى نراقى : « يقين اشرف فضائل خُلقيه و مهمترين آنها است ، يقين افضل كمالات نفسانى و اعظم آنها است ، يقين كبريت احمرى است كه به جز بزرگان عرفا و فرزانگان اكابر حكماء آن را به دست نمىآورند ، و كسى كه به اين مرحله رسيد رستگار شده و به رتبه عالى و سعادت عظمى نائل شده است » . « 4 » در روايتى از پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) رسيده « اقلّ ما اوتيتُم اليَقين » : « يقين كمترين چيزى

--> ( 1 ) . رجوع كنيد به شرح ابن ميثم و خوئى در ذيل همين فراز . ( 2 ) . اخلاق شبّر ، صفحه 270 . ( 3 ) . اخلاق شبّر ، صفحه 271 . ( 4 ) . جامع السعادات ، جلد 1 ، صفحه 119 . .