الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
133
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
فرمودند : اى كميل كدام يك از نفسها را مىخواهى به تو بشناسانم ، گفتم اى مولاى من آيا مگر غير از يك نفس ، نفس ديگرى هم هست ؟ فرمودند : اى كميل چهار نفس داريم : ناميه نباتيه - حسّيه حيوانية - ناطقة قدسيه - كليه الهيه و هر كدام از اينها پنج قوا و نيرو و دو خصلت دارند . . . » . « 1 » بى جهت نيست با اينكه موضوع بسيارى از علوم ، انسان است مثل روانشناسى و روانكاوى و با اينكه تشريح فيزيولوژى روى آن صورت گرفته ، ولى در عين حال انسان موجودى ناشناخته است ، بى جهت نيست كه خداوند در خلقت انسان به خود باليد و مىفرمايد : « فتباركَ اللّهُ احسنُ الخالِقِين » « 2 » . چرا پرهيزگاران خود را شناخته و ما هنوز نشناختهايم ، گاهى با فردى يك ساعت حرف مىزنيم بعد به رفقا مىگوئيم او را شناختم ، چند روزى با كسى همسفر مىشويم و مىگوئيم او را شناختم ، در حالى كه نزديك به خود را نشناختهايم ، چرا ؟ اين خودشناسى دو مانع دارد : يكى از برون كه مداحان و دوستان نادان هستند ، كه ما را با تعريفهاى كاذب خود به آسمان مىبرند ، آقا چشم روزگار مثل شما نديده ، مادر روزگار چون تو نزائيده ، فردى به يكى از اينها كه او را تمجيد مىكرد و مىگفت مىدانم دروغ مىگوئى ، ولى خوشم مىآيد ، آرى اين خوش آمدنها انسان را بيچاره مىكند . بىجهت نيست كه در روايت آمده « احثُوا التّرابَ فى وجوه المدّاحين » « خاك بر صورت مدح كنندگان بپاشيد » اجازه ندهيد افراد متملق و چاپلوس به دور شما راه يابند ، وقتى بوى قدرت از كسى استشمام كنند ، به دور او جمع مىشوند ، تا از هر طرف خون او را بمكند . دوم حجابهاى درونى است مثل خودبينى ، خودخواهى ، تعصب ، كبر و جامع همه اينها حبّ ذات .
--> ( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 2 ، صفحه 603 ، در ماده « نفس » بعضى هم گفتهاند اين تقسيم در اخبار معتبره نيست . ( 2 ) . سوره مؤمنون ، آيه 14 . .