الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء ( مترجم : الشيخ ناصر مكارم الشيرازي )

16

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى )

باز ممكن است بگويند كه ابن خلدون « تاريخ نويس » است ، نه « متخصص در بحثهاى عقايد و مذاهب » . ولى متأسّفانه مىبينيم دانشمندى كه مدعى تخصص در اين گونه بحثهاست مانند « شهرستانى » نويسندهء معروف كتاب « ملل و نحل » در بحث عقايد شيعه مطالبى نوشته كه هر شيعه‌اى بر آن مىخندد و از خود سؤال مىكند : آيا اين نويسندهء « ملل و نحل » لااقل يك كتاب ساده از نوشتهء دانشمندان شيعه را براى پى بردن به عقايد و افكار آنها در دست نداشته و تنها به شايعات بىاساس و موهوماتى كه حتى افراد بيسواد به آن عقيده ندارند قناعت كرده و شيعه را به وسيله آن معرفى نموده است ! جايى كه دانشمند عقايدش ، چنين باشد واى به حال ديگران ! خوشبختانه در سالهاى اخير اين وضع به مقدار قابل ملاحظه‌اى تغيير يافته ، و نشريات با ارزشى از هر دو طرف انتشار يافته كه ماهيت مذهب شيعه را آنچنان كه هست تا اندازه‌اى روشن مىسازد . و در ميان دانشمندان اهل سنّت مردان شجاع و عالى مقامى پيدا شده‌اند كه با اين نفاق اندازىها مىجنگند و سعى دارند شيعه را بشناسند و به ديگران بشناسانند و اگر « شياطين » و « شيطان صفتان » ! بگذارند كمك مؤثرى به ايجاد تفاهم در ميان صف‌هاى مسلمانان خواهد كرد و خواهيم توانست با دشمنان مشترك خود كه نقشهء اصلى آنها « ريشه‌كن ساختن اسلام و مسلمين » است مبارزه كنيم . تقصير بزرگ ما ! بايد انصاف داد ، و همهء گناه را به گردن ديگران نيندازيم و نقشه‌هاى استعمارى دشمنان اسلام را « تنها عامل » اين وضع نابسامان معرفى نكنيم ، بلكه خود ما « شيعه‌ها » نيز سهمى در اين امور داريم كه از دو نقطهء اساسى سرچشمه مىگيرد :