شيخ محمد جعفر امامى

96

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

[ بأساء : ] « وَالصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ » « بأساء » در اصل ، به معناى شدت و رنج است و به معناى جنگ نيز به كار مىرود ، همچنين در قحطى ، خشكسالى و فقر و مانند اينها . « 1 » [ بِأَعْيُنِنَا : ] « تَجْري بِأَعْيُنِنَا جَزآءٍ » تعبير « بِأَعْيُنِنَا » ( در برابر ديدگان ما ) كنايهء لطيفى است از توجّه مخصوص و مراقبت كامل از چيزى ، چنان كه در آيهء 37 سورهء « هود » نيز در بخش ديگرى از همين داستان مىخوانيم : « وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا ؛ به او وحى كرديم كه در برابر ديدگان ما و بر طبق وحى ما كشتى را بساز » . بعضى از مفسران ، اين تعبير را اشاره به انسان‌هاى با فضيلتى دانسته‌اند كه سوار بر كشتى بودند ؛ بنابراين ، جملهء « تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا » يعنى آن كشتى ، بندگان خالص و مخلص ما را همراه مىبرد ، ولى با توجّه به موارد استعمال اين تعبير در آيات ديگر قرآن ، تفسير اول صحيح‌تر به نظر مىرسد . اين احتمال نيز داده شده كه ، « بِأَعْيُنِنَا » اشاره به فرشتگانى است كه در امر هدايت « كشتى نوح » دخالت داشتند ؛ ولى اين تفسير نيز ، به همان دليلى كه در بالا گفته شد ، ضعيف است . « 2 » [ بَثّ : ] « إِنَّمآ أَشْكُوا بَثِّي » « بَثّ » به معناى پراكندگى است ، چيزى كه نمىتوان آن را كتمان كرد و در اينجا به معناى اندوه آشكار و پراكندگى خاطر است . « 3 » [ بحر : ] « يَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ » « بحر » در اصل ، به معناى محل وسيعى است كه آب زياد در آن مجتمع باشد ؛ و معمولًا به درياها و گاهى به نهرهاى عظيم نيز گفته مىشود . بعضى گفته‌اند : « بحر » به معناى شهرهايى است كه در كنار دريا است ؛ و بعضى گفته‌اند : « بحر » به معناى مناطق حاصل‌خيز و پر باغ و زراعت است ! ما دليلى بر اين گونه ، تكلفات نمىبينيم ، چرا كه « بحر » معناى معروفى دارد ، كه همان « دريا » است و فساد در آن ، ممكن است به صورت كمبود مواهب دريايى و يا ناامنىها و جنگ‌هايى كه در درياها به وقوع

--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 177 ( ج 1 ، ص 678 ) ؛ انعام ، آيهء 43 ( ج 5 ، ص 295 ) ( 2 ) . قمر ، آيهء 14 ( ج 23 ، ص 43 ) ( 3 ) . يوسف ، آيهء 86 ( ج 10 ، ص 74 )