شيخ محمد جعفر امامى

86

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

مثقال است وجمع آن « أَواقٍ وأَواقِىّ » است . « 1 » [ أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ : ] « أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ » جملهء « أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ » ( آيا براى آنها كافى نيست ؟ ) معمولًا در مواردى گفته مىشود كه انسان كارى ما فوق انتظار طرف ، انجام داده و او از آن غافل است ؛ يا خود را به غفلت مىزند . مثلًا مىگويد : چرا فلان خدمت را به من نكردى ، و ما انگشت روى خدمت بزرگ‌ترى مىگذاريم كه او آن را ناديده گرفته و مىگوئيم آيا كافى نيست كه ما چنين خدمت بزرگى به تو كرديم ؟ ! « 2 » [ أُولُوا : ] « أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ » « أُولُوا » به معناى صاحبان است و « بَقِيَّة » به معناى باقيمانده است و معمولًا اين تعبير ، در لغت عرب به معناى « أُولُوا الْفَضل » ( صاحبان فضيلت و شخصيت و نيكان و پاكان ) گفته مىشود ؛ زيرا انسان معمولًا اجناس بهتر و اشياء نفيس‌تر را ذخيره مىكند و نزد خودش نگه مىدارد و به همين جهت ، اين كلمه مفهوم نيكى و نفاست را با خود دارد . « 3 » [ أُولِى الأَبْصارِ : ] « فَاعْتَبِرُوا يآ أُولِي الأَبْصارِ » تعبير به « أُولِى الأَبْصارِ » ( صاحبان چشم ) اشاره به كسانى است كه حوادث را به خوبى مىبينند ، و با چشم باز موشكافى مىكنند ، و به عمق آن مىرسند . ( واژهء « بصر » معمولًا به عضو بينايى و « بصيرت » به درك و آگاهى درونى گفته مىشود ) . در حقيقت « أُولِى الأَبْصارِ » كسانى هستند كه آمادگى گرفتن درس‌هاى عبرت را دارند ؛ لذا قرآن به آنها هشدار مىدهد كه از اين حادثه بهره‌بردارى لازم را انجام دهيد . « 4 » [ أَوْلَيان : ] « عَلَيْهِمُ الأَوْلَيانِ » « أَوْلَيان » در اينجا به معناى « اوّلان » است ؛ يعنى آن دو شاهدى كه در آغاز مىبايست شهادت بدهند و از راه راست منحرف شده‌اند . « 5 » [ أَوْلِياء : ] « أَوْلِيآءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ » « أولياء » جمع « ولىّ » از مادّهء « ولايت » ( ولى يلى ) به معناى عدم واسطه ميان دو چيز و پى در پى بودن آنها و به معناى نزديكى فوق‌العاده ميان دو چيز است كه به معناى دوستى ، و نيز به معناى هم‌پيمانى و سرپرستى ، حامى و يار و ياور آمده است .

--> ( 1 ) . آل عمران ، آيهء 75 ( ج 2 ، ص 717 ) ( 2 ) . عنكبوت ، آيهء 51 ( ج 16 ، ص 334 ) ( 3 ) . هود ، آيهء 116 ( ج 9 ، ص 331 ) ( 4 ) . حشر ، آيهء 2 ( ج 23 ، ص 501 ) ( 5 ) . مائده ، آيهء 107 ( ج 5 ، ص 148 )