شيخ محمد جعفر امامى

83

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

بالاخره پا در ميانى براى حل مشكلاتى كه معمولًا در اين موارد بدون وساطت ديگران انجام‌پذير نيست ، فراهم سازيد . « 1 » [ إنْكَدَرَتْ : ] « وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ » « انْكَدَرَتْ » از مادّهء « انْكِدار » به معناى « سقوط كردن و پراكنده شدن » است ؛ و از ريشهء « كدورت » به معناى « تيرگى و تاريكى » است . و جمع ميان هر دو معنا در آيه امكان‌پذير است ؛ چرا كه در آستانهء قيامت ، ستارگان هم ، فروغ و روشنايى خود را از دست مىدهند ، و هم پراكنده مىشوند و سقوط مىكنند و نظام جهان بالا درهم مىريزد . « 2 » [ أَنْكَر : ] « إِنَّ أَنْكَرَ الأَصْواتِ » « أَنْكَر » افعل تفضيل است و گرچه معمولًا افعل تفضيل ، در مورد مفعول نمىآيد ولى در باب عيوب به طور نادر اين صيغه آمده است ( « أَنْكَر » افعل تفضيل از « منكر » است ) . « 3 » [ أَنّى : ] « فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » « أَنّى » از اسماء شرط است و غالباً به معناى « مَتى » كه به معناى زمان است استعمال مىشود ؛ و در اين صورت آن را « أَنّى » زمانيه مىگويند . و گاهى نيز به معناى مكان است . اگر « أَنّى » در آيه ، زمانيه باشد ، توسعهء زمانى مسألهء آميزش جنسى را بيان مىكند ، يعنى در هر ساعتى از شب و روز مجاز هستيد و اگر مكانيه باشد ، توسعه در مكان و چگونگى انواع آميزش است ؛ گاهى ، به معناى « أَين » ( كجا ) و گاه به معناى « كَيْف » ( چگونه ) نيز مىآيد . « 4 » [ أَوَّاب : ] « كَانَ لِلْأَوَّابينَ غَفُوراً » « أَوَّاب » از مادّهء « أَوْب » ( بر وزن قوم ) بازگشت توأم با اراده را مىگويند ؛ در حالى كه رجوع ، هم به بازگشت با اراده گفته مىشود و هم بىاراده . به همين دليل ، به « توبه » ، « اوبه » گفته مىشود ؛ چون حقيقت توبه بازگشت توأم با اراده به سوى خداست . و از آنجا كه « أَوَّاب » صيغهء مبالغه است ، به كسى گفته مىشود كه هر لحظه از او خطايى سر زند ، به سوى پروردگار باز مىگردد . اين احتمال نيز وجود دارد كه ذكر صيغهء مبالغه ، اشاره به تعدد عوامل بازگشت و

--> ( 1 ) . نور ، آيهء 32 ( ج 14 ، ص 489 ) ( 2 ) . تكوير ، آيهء 2 ( ج 26 ، ص 181 ) ( 3 ) . لقمان ، آيهء 19 ( ج 17 ، ص 66 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 223 ( ج 2 ، ص 171 ) ؛ زمر ، آيهء 6 ( ج 19 ، ص 405 )