شيخ محمد جعفر امامى
80
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
[ إِنْطَلَقَ : ] « وَانْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُم » « انْطَلَقَ » از مادّهء « انطلاق » به معناى بيرون رفتن با سرعت و توأم با رها ساختن كار قبلى است ؛ و در سورهء « ص » اشاره به خارج شدن از مجلس « ابوطالب » با قهر و خشم است . « 1 » [ إِنْطَلِقُوا : ] « انْطَلِقُوا إِلى مَا كُنْتُمْ » « انْطَلِقُوا » از مادّهء « انطلاق » به معناى حركت كردن بدون توقف است ؛ و يك نوع آزادى از قيد و بند نيز در آن نهفته شده . و اين در حقيقت توضيحى است براى وضع آنها در عرصهء محشر كه آنها را مدتى طولانى براى حساب نگه مىدارند ، سپس آنها را رها ساخته و مىگويند : بدون توقف به سوى دوزخ حركت كنيد . « 2 » [ أنظُرُونَا : ] « انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ » « انْظُرُونَا » از مادّهء « نظر » در اصل ، به معناى انديشه يا نگاه كردن ، براى مشاهده يا درك چيزى است ؛ و گاه به معناى تأمل و جستجو نيز مىآيد . هر گاه با « إلى » متعدى شود به معناى افكندن چشم به سوى چيزى است ، و هر گاه با « فِى » متعدى گردد به معناى « تأمل و تدبّر » است و هنگامى كه بدون حرف جرّ متعدى شود و بگوئيم : « نظرته و انظرته و انتظرته » به معناى تأخير انداختن و يا انتظار كشيدن است . ( اقتباس از مفردات راغب ) . « 3 » [ أَنْعام : ] « أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهيمَةُ الأَنْعامِ » « أَنْعام » جمع « نعم » ( بر وزن قلم ) در اصل بر شتر اطلاق مىشده است ؛ ولى بعداً توسعه يافته و به شتر و گاو و گوسفند گفته مىشود . اين واژه از كلمهء « نعمت » گرفته شده ، به خاطر اين كه يكى از بزرگترين نعمتها براى انسانها و چهارپايان محسوب مىشود ، حتى امروز كه آن همه وسايل نقليهء سريعالسير هوايى و زمينى اختراع شده است ، باز در بعضى از موارد منحصراً بايد از چهارپايان استفاده كرد . در بيابانهاى شنزار كه عبور وسائل نقليه در آن بسيار مشكل است و در بعضى از گذرگاههاى باريك كوهستانها ، تنها وسيلهاى كه با آن مىتوان عبور كرد ، هنوز هم چهارپايانند . « 4 » [ أنفال : ] « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَنْفالِ »
--> ( 1 ) . ص ، آيهء 6 ( ج 19 ، ص 235 ) ( 2 ) . مرسلات ، آيهء 29 ( ج 25 ، ص 414 ) ( 3 ) . حديد ، آيهء 13 ( ج 23 ، ص 344 ) ( 4 ) . مائده ، آيهء 1 ( ج 4 ، ص 318 ) ؛ مؤمن ، آيهء 79 ( ج 20 ، ص 205 )