شيخ محمد جعفر امامى
72
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
[ أَمْشاج : ] « مِنْ نُّطْفَةٍ أَمْشاجٍ » « أَمْشاج » جمع « مشج » ( بر وزن نسج يا بر وزن سبب ) يا جمع « مشيج » ( بر وزن مريض ) به معناى شىء مخلوط است . « 1 » [ أمعاء : ] « فَقَطَّعَ أَمْعآءَهُمْ » « امعاء » جمع « معى » ( بر وزن سعى ) و « معا » ( بر وزن غنا ) به معناى روده است ؛ و گاه به تمام آنچه در درون شكم وجود دارد نيز گفته مىشود . و پاره شدن آنها ، اشاره به شدت سوزندگى و حرارت اين نوشابهء وحشتناك دوزخى است . « 2 » [ أمكُثُوا : ] « فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا » « أمكُثُوا » از مادّهء « مكث » به معناى توقف كوتاه است . « 3 » [ أَمْلى لَهُمْ : ] « سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلَى لَهُمْ » جملهء « وَ أَمْلى لَهُمْ » ، از مادّهء « املاء » به معناى ايجاد طول امل و آرزوهاى دور و دراز است ، كه انسان را به خود مشغول داشته ، و از حق بازمىدارد . « 4 » [ أُمم : ] « إِلّآ أُمَمٌ أَمْثالُكُم » « أُمم » جمع « امّت » و امّت ، به معناى جمعيتى است كه داراى قدر مشتركى هستند . مثلًا دين واحد يا زبان واحد ، يا صفات و كارهاى واحدى دارند ؛ و اين تعبير مىرساند كه همراه نوح عليه السلام امتهايى بودند . اين عبارت ممكن است به خاطر آن باشد كه افرادى كه با نوح عليه السلام بودند ، هر يك سرچشمهء پيدايش قبيله و امّتى گشتند . و يا اين كه واقعاً آنها كه با نوح عليه السلام بودند هر گروهى از قوم و قبيلهاى بودند ، كه مجموعاً امّتهايى تشكيل مىدادند . اين احتمال نيز وجود دارد كه ، « أُمَم » اصناف حيواناتى كه با نوح بودند را نيز شامل گردد ؛ زيرا در قرآن مجيد كلمهء « امّت » بر آنها نيز اطلاق شده است . « 5 » [ أَمَنَةً : ] « مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً » « أَمَنَةً » از مادّهء « أمْن » به معناى ايمنى است و « نُعاس » به خواب سبك گفته مىشود . « 6 » [ أُمنيه : ] « أَلْقَى الشَّيْطانُ فى أُمْنِيَّتِهِ » « امنيه » از مادّهء « أمْن » به معناى تلاوت و
--> ( 1 ) . انسان ، آيهء 2 ( ج 25 ، ص 336 ) ( 2 ) . محمّد ، آيهء 15 ( ج 21 ، ص 461 ) ( 3 ) . طه ، آيهء 10 ( ج 13 ، ص 191 ) ( 4 ) . محمّد ، آيهء 25 ( ج 21 ، ص 491 ) ( 5 ) . انعام ، آيهء 38 ( ج 5 ، ص 279 ) ؛ هود ، آيهء 48 ( ج 9 ، ص 151 ) ( 6 ) . آل عمران ، آيهء 154 ( ج 3 ، ص 174 )