شيخ محمد جعفر امامى
65
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
يا به اين گونه كه او را به اوصافى توصيف نماييم كه شايستهء آن نيست ، همانند مسيحيان كه قائل به تثليث و خدايان سهگانه شدهاند . يا اين كه صفات او را بر مخلوقاتش تطبيق نماييم ، همچون بتپرستان كه نام بتهاى خود را از نام خدا مشتق مىكردند ، مثلًا به يكى از بتها « الّلات » و به ديگرى « العُزّى » و بهديگرى « مَنات » مىگفتند كه به ترتيب از « اللَّه » ، « العزيز » و « المَنّان » مشتق شده است . يا همچون مسيحيان كه نام خدا را بر عيسى و روح القدس مىگذاشتند . و يا اين كه صفات او را آن چنان تحريف كنند كه به « تشبيه » به مخلوقات يا « تعطيل » صفات و مانند آن بيانجامد . و يا تنها به « اسم » قناعت كنند بدون اين كه اين صفات را در خود و جامعهء خويش بارور سازند . « 1 » [ إِلْحاف : ] « لَايَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافا » « الْحاف » از همان مادّهء « لِحاف » به معناى آن پوشش خاص است ؛ و اصرار در سؤال را از اين جهت « الحاف » گفتهاند كه قلب انسان يا طرف مقابل را مىپوشاند . « 2 » [ أَلْزَمْنَاهُ : ] « أَلْزَمْنَاهُ طآئِرَهُ » « أَلْزَمْنَاهُ » از مادّهء « إِلزام » به معناى ملازم او ساختهايم ، است . « 3 » [ أَلْسِنَةٍ حِدادٍ : ] « بِأَلْسِنَةٍ حِداد » « أَلْسِنَةٍ حِدادٍ » ، به معناى زبانهاى تيز و تند است ؛ و در اينجا كنايه از خشونت در سخن مىباشد . « 4 » [ أَلْفاف : ] « وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً » « أَلْفاف » به گفتهء « راغب » در « مفردات » ، اشاره به اين است كه درختان اين باغها به قدرى زياد و انبوه است كه به يكديگر پيچيده شده . « أَلْفاف » به گفتهء بسيارى ارباب لغت و تفسير ، جمع « لفيف » به معناى « به هم پيچيده » است ؛ بعضى نيز آن را جمع « لُفّ » ( به ضم لام ) ، بعضى جمع « لِف » ( به كسر لام ) دانستهاند . و بعضى مىگويند كه از جمعهايى است كه مفرد ندارد ؛ ولى مشهور همان اول است . « 5 » [ ألفت : ] « إيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتآءِ » « الفت » از مادّهء « ألْف » ، به معناى اجتماع
--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 180 ( ج 7 ، ص 36 ) ؛ حج ، آيهء 25 ( ج 14 ، ص 77 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 273 ( ج 2 ، ص 417 ) ( 3 ) . اسراء ، آيهء 13 ( ج 12 ، ص 64 ) ( 4 ) . احزاب ، آيهء 19 ( ج 17 ، ص 256 ) ( 5 ) . نبأ ، آيهء 16 ( ج 26 ، ص 41 )