شيخ محمد جعفر امامى

62

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

[ أَكْبَر : ] « دُونَ الْعَذابِ الأَكْبَرِ » تعبير به « أَكْبَر » ( بزرگ‌تر ) كنايه از شدت و سختى عذاب است . « 1 » [ إكتساب : ] « بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً » « اكتساب » از مادّهء « كسب » به معناى تحصيل كردن و به دست آوردن است ؛ و مفهوم وسيعى دارد كه هم كوشش‌هاى اختيارى را شامل مىشود و هم آنچه را كه انسان به وسيلهء ساختمان طبيعى خود مىتواند به دست بياورد . « 2 » [ أَكْفِلْنِيها : ] « فَقالَ أَكْفِلْنيها » « أَكْفِلْنِيها » از مادّهء « كفالت » در اينجا كنايه از واگذار كردن است ( معناى جمله اين است كه كفالت آن را به من واگذار ؛ يعنى آن را به من ببخش ) . « 3 » [ أُكُل : ] « مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ » « أُكُل » ( با ضم الف و سكون يا ضم كاف ) به معناى چيزى است كه خورده مىشود ( از مادّهء « أَكْل » به معناى خوردن ) ؛ و به معناى هر گونه مادّهء خوراكى است . « 4 » [ أَكمَام : ] « ثَمَراتٍ مِّنْ أَكْمَامِها » « أَكمَام » جمع « كمّ » ( بر وزن جنّ ) به غلافى مىگويند كه ميوه را مىپوشاند ؛ و « كُم » ( بر وزن قم ) به معناى آستين است كه دست را مىپوشاند ؛ و « كُمَّه » ( بر وزن قبّه ) به معناى شب كلاهى است كه سر را مىپوشاند . « 5 » [ أَكْمَه : ] « وَ أُبْرِئُ الأَكْمَهَ » « أَكْمَه » از مادّهء « كمه » را بعضى به معناى نابينا تفسير كرده‌اند و بعضى به معناى شخصى كه در شب نمىبيند ؛ ولى بيشتر مفسران و اهل لغت آن را به معناى كور مادرزاد گرفته‌اند . و بعضى از اين فراتر رفته به معناى كسى كه اصلًا محل چشم او صاف و خالى از هرگونه اثر چشم است دانسته‌اند . « 6 » [ أَكْنَان : ] « مِنَ الْجِبالِ أَكْنَاناً » « أَكْنَان » جمع « كِنّ » ( بر وزن جنّ ) به معناى وسيلهء پوشش و حفظ و نگهدارى است . و به همين جهت به مخفيگاه‌ها و غارها و

--> ( 1 ) . سجده ، آيهء 21 ( ج 17 ، ص 176 ) ؛ زمر ، آيهء 26 ( ج 19 ، ص 458 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 81 ( ج 1 ، ص 377 ) ؛ نساء ، آيهء 32 ( ج 3 ، ص 462 ) ( 3 ) . ص ، آيهء 23 ( ج 19 ، ص 264 ) ( 4 ) . انعام ، آيهء 141 ( ج 6 ، ص 15 ) ؛ سبأ ، آيهء 16 ( ج 18 ، ص 73 ) ( 5 ) . فصلّت ، آيهء 47 ( ج 20 ، ص 336 ) ؛ رحمن ، آيهء 11 ( ج 23 ، ص 122 ) ( 6 ) . آل عمران ، آيهء 49 ( ج 2 ، ص 647 )