شيخ محمد جعفر امامى

50

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

استفاده كردند و آن زنجيرى بوده است كه دستها را به گردن مىبست ؛ كه با معناى « مُقَرَّنِين » كه مفهوم نزديكى را دارد متناسب است . اين احتمال نيز داده شده كه منظور از اين جمله اين است كه آنها هر گروه در يك بند قرار داشتند . « 1 » [ إصْفَحُوا : ] « فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا » « اصْفَحُوا » از مادّهء « صفح » در اصل به معناى دامنهء كوه ، پهنى شمشير ، و يا صفحهء صورت است . « 2 » [ إصلاح بال : ] « وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ » « اصلاح بال » ، به معناى سر و سامان دادن به تمام شئون زندگى و امور سرنوشت‌ساز ، مىباشد ؛ كه طبعاً هم پيروزى در دنيا را شامل است ، و هم نجات در آخرت را ، بر عكس سرنوشتى كه كفار دارند ، كه به حكم « اضَلَّ اعْمَالَهُم » ، تلاش‌ها و كوشش‌هايشان به جايى نمىرسد ، و به جز شكست ، نصيب و بهره‌اى ندارند . مىتوان اين چنين گفت كه آمرزش گناهان ، نتيجهء ايمان آنها ، و اصلاح بال نتيجهء اعمال صالح آنها است . « 3 » [ إِصْلَوا : ] « اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ » « إِصْلَوا » از مادّهء « صَلْى » به معناى آتش افروختن يا به آتش سوختن ، بريان كردن ، يا وارد در آتش گشتن و ملازم آن بودن است . « 4 » [ أصنام : ] « قالُوا نَعْبُدُ أَصْنَاماً » « أصنام » جمع « صنم » به معناى مجسمه‌اى بوده است كه از طلا و نقره يا چوب و مانند آن مىساخته‌اند و به پرستش‌آن مىپرداختند ؛ و آن رامظهر مقدسين ومقدسات مىپنداشتند . « 5 » [ أصيل : ] « بُكْرَةً وَ أَصِيلًا » « اصيل » نقطهء مقابل آن « بكرة » يعنى شامگاهان و آخر روز است . بعضى گفته‌اند : اطلاق اين واژه بر آخر روز با توجّه به اين كه از مادّهء « اصل » گرفته شده ، به خاطر آن است كه آخر روز ، اصل و اساس شب را تشكيل مىدهد . از بعضى از تعبيرات استفاده مىشود كه « اصيل » گاه به فاصلهء ميان ظهر و غروب اطلاق مىگردد ( مفردات راغب ) . و از بعضى ديگر بر مىآيد كه « اصيل » به اوائل شب نيز گفته مىشود ؛ زيرا كه آن را به « عَشِىّ » تفسير كرده‌اند و « عَشِىّ » آغاز شب است ؛ چنان كه

--> ( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 49 ( ج 10 ، ص 439 ) ؛ ص ، آيهء 38 ( ج 19 ، ص 307 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 109 ( ج 1 ، ص 458 ) ( 3 ) . محمّد ، آيهء 2 ( ج 21 ، ص 412 ) ( 4 ) . يس ، آيهء 64 ( ج 18 ، ص 454 ) ( 5 ) . شعراء ، آيهء 71 ( ج 15 ، ص 279 )