شيخ محمد جعفر امامى

5

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

پيشگفتار « قرآن » كتاب آسمانى و مبناى اعتقادات ، افكار ، تكاليف و وظايف اخلاقى ماست ، اين كتاب در چهارده قرن پيش نخست به صورت كلّى و سپس طى بيست و سه سال تدريجاً بر رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نازل گرديده است . مسلمانان از همان صدر اسلام اين اهتمام را داشتند كه علوم و دانش‌هاى خود را از آن اخذ و يا با آن تطبيق دهند تا راهى نادرست را طى نكرده باشند و براى فهم معانى آن ، علوم صرف ، نحو ، معانى ، بيان ، بديع ، عروض و . . . را بنيان نهادند كه براى مستدل ساختن آنها زحمات فراوانى را متحمل شدند . - اجرهم على اللّه - از جمله دانشى كه در اين زمينه تأسيس شد « علم لغت » و واژه‌شناسى قرآن از بُعد مفهومى آن بود ؛ سپس اين دانش گسترده شد كه در نتيجه مجموع لغت عرب را فرا گرفت و از طرفى نسبت به لغات و كلمات قرآن و يا قرآن و حديث ، كتاب‌هاى لغت جداگانه‌اى تأليف شد كه بر اهل تحقيق پوشيده نيست . از ديد دانشمندان علم تفسير ، بهترين كتابى كه لغات قرآن را تفسير كرده ، كتاب « مفردات » راغب است كه هيچ مفسرى در تفسير آيات قرآن ، از مراجعه به آن بىنياز نيست . كتاب گرانقدر « تفسير نمونه » كه - بحمداللَّه - توانسته در عصر اخير خدمتى شايسته به دانشمندان و طالبان دانش تفسير نمايد نيز مبناى بهره‌گيريش در فهم لغات قرآن ، كتاب مزبور و تفسير « مجمع البيان » در مرحلهء اوّل بوده است .