شيخ محمد جعفر امامى

45

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

چيزى جز اين نيست كه انسان نعمت را بيهوده بر باد دهد . و يا اشاره به اين است كه گنهكاران دو دسته‌اند : گروهى گناهان محدودى دارند و ترسى از خدا در دل ، يعنى رابطهء خود را به كلّى با پروردگار نبريده‌اند ؛ اگر فرضاً ظلم و ستمى مىكند ، بر يتيم و بينوا روا نمىدارد ، و در عين حال خود را مقصر مىشمرد و در پيشگاه خدا روسياه مىداند . بدون شك چنين فردى گنهكار است و مستحق مجازات ، اما با كسى كه بىحساب گناه مىكند و هيچ قيد و شرطى براى گناه قائل نيست و گاهى به انجام گناه افتخار مىكند و يا گناه را كوچك مىشمرد ، فرق بسيار دارد ؛ چرا كه دستهء اول ممكن است سرانجام در مقام توبه و جبران برآيند ، اما آنها كه در گناه اسراف مىكنند ، توبهء آنها بسيار بعيد است . بالاخره « اسراف » آن است كه بيش از حدّ ، در غير حق و بى جا مصرف گردد . در يكى از روايات اسلامى تشبيه جالبى براى « اسراف » ، « اقتار » و حدّ « اعتدال » شده است ؛ و آن اين است : هنگامى كه امام صادق عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود ، مشتى سنگ‌ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفته و فرمودند : اين همان « اقتار » و سخت‌گيرى است ؛ پس از آن مشت ديگرى برداشت و چنان دست خود را گشود كه همهء آن به روى زمين ريخت ، فرمودند : اين « اسراف » است . بار سوم مشت ديگرى برداشت و كمى دست خود را گشود ، به گونه‌اى كه مقدارى فرو ريخت و مقدارى در دستش بازماند ؛ فرمودند : اين همان « قوام » است . « 1 » [ أُسَرِّحْكُنَّ : ] « أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا » تعبير « أُسَرِّحْكُنَّ » ( من شما را رها سازم ) ؛ از مادّهء « تسريح » ظهور در اين دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله اقدام به جدا ساختن آنها مىفرمود ، به خصوص اين كه مادّهء « تسريح » به معناى طلاق در جاى ديگر ، از قرآن مجيد به كار رفته است . « 2 » [ أَسِف : ] « غَضْبانَ أَسِفاً » « أَسِف » از مادّهء « اسف » آن چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد ، به معناى « اندوه » توأم با « خشم » است . اين كلمه گاهى به هر يك از اين دو معنا به تنهايى نيز اطلاق مىشود و ريشهء اصلى آن اين است كه انسان شديداً از چيزى ناراحت شود ؛ طبيعى است اگر اين ناراحتى نسبت به افراد زيردست باشد به صورت خشم و نشان دادن عكس‌العمل خشم‌آلود ظاهر مىشود . و اگر نسبت به افراد بالادست

--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 31 ( ج 6 ، ص 183 ) ؛ اسراء ، آيهء 26 ( ج 12 ، ص 115 ) ؛ طه ، آيهء 127 ( ج 13 ، ص 362 ) ؛ فرقان ، آيهء 67 ( ج 15 ، ص 172 ) ( 2 ) . احزاب ، آيهء 28 ( ج 17 ، ص 303 )