شيخ محمد جعفر امامى

27

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

« راغب » در « مفردات » مىگويد : « احسان » چيزى برتر از « عدالت » است ؛ زيرا « عدالت » اين است كه انسان آنچه بر عهدهء اوست بدهد ، و آنچه متعلق به او است بگيرد ؛ ولى « احسان » اين است كه بيش از آنچه وظيفهء اوست انجام دهد ، و كمتر از آنچه حق اوست بگيرد . « 1 » [ أَحْسَنِها : ] « يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا » « أَحْسَنِهَا » از مادّهء « حسن » است و اين كه در آيهء بالا مىخوانيم : « بهترين اين دستورات را بگيرند » ، نه به اين معناست كه در ميان آنها « بد » و « خوب » بوده است و آنها وظيفه داشته‌اند خوب‌ها را بگيرند و بدها را رها كنند ؛ و يا « خوب » و « خوب‌تر » داشته و موظف بوده‌اند تنها « خوب‌ترها » را انتخاب نمايند . بلكه گاهى كلمهء « افعل تفضيل » به معناى « صفت مشبّهه » مىآيد و آيهء مورد بحث ظاهراً از اين قبيل است ؛ يعنى « احسن » به معناى « حسن » است . اشاره به اين كه جميع اين دستورات حسن است و نيك . اين احتمال نيز در آيهء فوق وجود دارد كه « احسن » به همان معناى بهتر و افعل تفضيل بوده باشد . اشاره به اين كه در ميان اين دستورات ، امورى مجاز شمرده شده است ( همانند قصاص ) و امورى از آن بهتر معرفى شده ( همانند عفو و گذشت ) . يعنى به پيروانت بگو : تا مىتوانند آنچه بهتر است را انتخاب كنند و فىالمثل عفو را بر قصاص ( جز در موارد خاص ) ترجيح دهند . اين احتمال وجود دارد كه ضمير « أَحْسَنِها » به « قُوّة » يا « أخذ به قوّة » باز گردد ؛ اشاره به اين معنا كه آنها را به بهترين نوع از جدّيّت و قوّت و قدرت بگيرند . « 2 » [ أُحْشُرُوا : ] « أُحْشُرُوا الَّذِيْنَ » « أُحْشُرُوا » از مادّهء « حشر » به گفتهء « راغب » در « مفردات » به معناى خارج كردن گروهى از مقر خود ، و گسيل داشتن آنها به ميدان جنگ و مانند آن است . اين واژه در بسيارى از موارد به معناى جمع كردن نيز آمده است . « 3 » [ أَحْصُوا : ] « وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ » « أَحْصُوا » از مادّهء « احصاء » به معناى شمارش است و در اصل از « حصى » به معناى « ريگ » گرفته شده است ؛ زيرا بسيارى از مردم در زمان‌هاى قديم كه به

--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 195 ( ج 2 ، ص 49 ) ؛ رحمن ، آيهء 60 ( ج 23 ، صفحات 181 ، 182 ) ؛ مرسلات ، آيهء 44 ( ج 25 ، ص 425 ) ( 2 ) . اعراف ، آيهء 145 ( ج 6 ، ص 433 ) ( 3 ) . صافات ، آيهء 22 ( ج 19 ، ص 45 )